حكمى را به هنگام وقوع آن حادثه بيان مىكرد و يا مطلبى را روشن مىساخت .
چنان رويداد و يا پرسشى را موجب و سبب آن نزول مىشناختند . مثلا براى نمونه ذكر كنيم در مورد رويدادى كه موجب نزول آياتى گشت گفتهاند : چون بتحريك و اغواء يهود ، ميان اهل مدينه ، دستهاى از قوم « اوس » و جماعتى از مردم « خزرج » خلاف افتاد و فرياد اسلحه ، اسلحه بلند شد ، از آيهء صد به بعد سورهء آل عمران نزول يافت كه شقاق و خلاف ميان مسلمانان را سخت محكوم كرد و يگانگى و دوستى امت را تشويق و ترغيب نمود .
اما در مورد پرسشى كه شد و جوابى كه از آسمان فرود آمد ، اين پرسش يا از گذشتهها بود مانند داستان ذو القرنين كه آيهء 83 تا 98 در سورهء كهف بيان شده ، و يا پرسشى كلى بود چون پاسخ از روح كه در سورهء اسراء آمده ، و يا از آينده مىپرسيدند و جواب مىخواستند ، مثل سؤال از « ساعت » در سورهء نازعات .
فايدهء شناسائى سبب نزول
پارهاى گفتهاند كه فايدهء شناسائى سبب نزول چيست ؟ « 1 » و حال آنكه يك چنين شناسائى مفيد فوايد و بهرههاست از آن جمله :
1 ) شناسائى سبب نزول ، حكمت اصلى و اساسى نزول و فلسفهء تشريع و تعيين احكام را روشن مىكند .
2 ) مىدانيم كه هر سخنى در مواقع مختلف معانى مختلفى مىدهد و براى درك درست سخن ، فهم جهات خارجى و قرائن ديگر نيز لازم و دربايست است . به همين جهت است كه در كلام انسانى ، علم معانى و بيان بيشتر تكيه بر معرفت مقتضاى حال مىكند كه خود سخن از چه قماش است و يا گوينده و يا شنوندهء آن در چه پايه از مايه هستند . تشخيص اينكه مراد از بيان سخن استفهام ، توبيخ ، سرزنش ، تأكيد و يا احيانا استهزاء و ريشخند است بستگى به چگونگى بيان آن و قرائن و امارات ديگر دارد . همچنين « امر » گاهى فرمان و زمانى اباحه و وقتى تهديد و هنگامى هم ناتوانى طرف را در بر دارد . شناسائى سبب نزول نيز چون قرائن و امارات و مقتضاى احوال كلام بلغاى بشرى است و براى درك درست معانى كلام خداوندى نيازى بسيار بدان داريم .
هامش
( 1 ) الاتقان 1 : 28 نوع تاسع .