تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ قرآن ( فارسى ) — صفحة 602

مساهمون:

ص٦٠٢
چنين تعريفى باصطلاح جامع و مانع نيست . چنان كه مىدانيم آياتى به تبوك و يا در بيت المقدس نازل شده « 2 » كه آنها را جزء هيچيك از اين تقسيم بندىها نمىتوان قرار داد ، و شكى نيست كه اين نقصى براى تعريف ما شمرده مىشود .

2 ) دسته‌اى ، اشخاص را پايه و اساس تقسيم بندى گرفته‌اند

و مىگويند مكى آن سوره‌هاست كه روى خطاب با مردم مكه دارد و مدنى آنهاست كه مردم مدينه را مخاطب مىسازد . از اينجا گفته‌اند : آنچه در قرآن « يا ايها الناس » آمده مكى است ؛ و آنجا كه به لفظ « يا ايها الذين آمنوا » خطاب شده مدنى است . چه ، در زمان اقامت پيامبر به مكه ، كفر و بىايمانى غالب بوده و خطاب به مردم مكه چنان مىشد ولى در دوران زندگى آن حضرت به مدينه ، مردم آن سامان بيشتر به او گرويده بودند و خطاب به اكثر و اغلب رساتر و گيراتر است . از اينجا ابو عبيد در فضائل القرآن خود از ميمون بن مهران چنين نقل مىكند : « آنچه در قرآن يا ايّها النّاس ، يا بنى آدم آمده باشد مكّى است ولى هر آيه‌اى كه در آن به يا ايّها الّذين آمنوا خطاب شده باشد آن آيه مدنى است » . ولى اين تعريف هم كامل نيست و جاى گفتگو و ايراد و مجال بحث را زياد دارد . چه بسيار زياد است در قرآن كه به هيچيك از اين دو نوع خطاب نشده و نمونه‌هاى آن اوايل سوره‌هاى احزاب ، منافقين و غيره مىباشند . گذشته از آن ، آياتى است كه باتفاق گفته‌اند مكّى است و در آن به « يا ايّها الذين آمنوا » خطاب شده ( همچون آيهء 77 سورهء 22 حج ) ، همچنين در آياتى كه مسلما در مدينه نازل شده « يا ايّها النّاس » به كار رفته است ( مانند آيهء اول سورهء 4 نساء و آيهء 21 و 168 سورهء 2 بقره ) « 3 » . پس اين تقسيم بندى هم كامل نشد .

3 ) زمان نزول عامل اصلى و اساسى تقسيم بندى گشته است .

بدينمعنى كه مراد از « مكّى » نزول آيات قرآنى پيش از هجرت رسول اكرم به مدينه است - اگرچه نزول آيه‌اى ، در جائى جز مكه باشد - و منظور از « مدنى » وحى الهى است بعد از اين هجرت - چه بسا كه محل نزول اين وحى مكه باشد ، ولى چون پس از هجرت بوده مدنى شمرده مىشود . چنان كه خود تعريف نشان مىدهد اين تقسيم بندى ، خط فاصل زمانى را در نظر
هامش
( 2 ) چنان كه آيهء 42 سورهء 9 توبه در تبوك و آيهء 45 سورهء 43 زخرف در شب معراج به بيت المقدس فرود آمد . ( 3 ) البرهان 1 : 190 ، الاتقان 1 : 17 ، مناهل العرفان 1 : 187 .
تاريخ قرآن ( فارسى ) — صفحة 602 | محمود راميار