تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ قرآن ( فارسى ) — صفحة 598

مساهمون:

ص٥٩٨
است . در اين باره سه دسته اظهار نظر كرده‌اند « 1 » : 1 ) ترتيب و تنظيم سوره‌ها بدين كيفيتى كه اكنون در قرآن مىيابيم « توقيفى » نيست و وابستهء به اجتهاد ياران پيامبر اكرم مىباشد و آنان بودند كه چنين نظم و ترتيبى را برقرار داشتند . اين قول را به جمهور علماء نسبت داده‌اند كه در ميان آنان نامهاى مالك و قاضى ابو بكر در يكى از اقوالش ديده مىشود . ابن فارس در كتاب « المسائل الخمس » به اين قول چنين اشاره مىكند : « جمع قرآن به دو گونه است : يكى از آن دو ، گرد آوردن سوره‌هاست . مانند مقدم داشتن « سبع طوال » و بدنبال آن « مئين » را آوردن ؛ اين آن چيزى است كه ياران پيامبر اكرم به عهده گرفتند . و اما جمع ديگر ، و آن جمع آيات است در سوره‌ها ، و آن چيزى است كه رسول اكرم ارشاد فرمود : چنان كه جبرئيل او را از فرمان پروردگارش عز و جل آگاهانيده بود « 2 » . طرفداران اين عقيده دو دليل عمده مىآورند : الف ) مصاحف صحابه ، چنان كه گذشت ، قبل از اينكه عثمان قرآن را تدوين كند ، در ترتيب سوره‌ها با همديگر اختلاف زيادى داشتند . اگر اين ترتيب توقيفى بود و از رسول خدا رسيده بود ، آنان چنين اختلاف و دگرگونيهائى را روا نمىداشتند . چنان كه گفته‌اند مصحف على بن ابيطالب ( ع ) به ترتيب نزول بوده » اولش « اقرأ » بعد « المدثر » سپس « المزمل » و پس از آن « تبت » و بعد از آن « التكوير » تا آخر مكى و مدنى . . . و همچنين در مصحف ابن مسعود : البقرة ، النساء ، آل عمران . . . كه اختلاف زيادى دارد و نيز مصحف ابى و ساير مصاحف كه در ترتيب سوره‌ها با همديگر اختلاف بسيارى دارند . ب ) ابن اشته نقل مىكند « 3 » : « عثمان فرمان داد كه طوال را پى در پى قرار دهند و سوره‌هاى انفال و توبه را جزء سبع ( طوال ) قرار داد و آنها را با بسم اللّه الرحمن الرحيم از همديگر جدا نكرد . » - و باز روايتى بود كه ابن عباس از عثمان مىپرسد چرا ميان انفال و توبه بسمله ننهاده‌اند « 4 » و عثمان پاسخ مىدهد . چون رسول خدا بدرود زندگى
هامش
( 1 ) البرهان 1 : 257 و 260 ، الاتقان : نوع هجدهم فصل ترتيب سور ، مقدمة كتاب المبانى : 39 ، مناهل - العرفان 1 : 346 . ( 2 ) الاتقان 1 : 62 نوع 18 فصل البرهان 1 : 259 . ( 3 ) ابن اشته در مصاحف از طريق اسماعيل بن عباس از حيان بن يحيى از ابو محمد قرشى نقل مىكند . الاتقان 1 : 62 نوع هجدهم فصل . ( 4 ) تفصيل در مسند احمد 1 : 329 چاپ شاكر .
تاريخ قرآن ( فارسى ) — صفحة 598 | محمود راميار