و يا اندكى قبل از ناخوشيش شنيده خبر داده است و ديگرى بعد از او آيتى ديگر شنيده باشد . . . » « 25 » .
نخستين آيه در چند موضوع
براى اينكه اهميت مطلب به خوبى روشن شود و معلوم گردد كه بسط مقال بىجهت و سبب نبوده چند نمونه از اوايل مخصوصه در چند امر كه حاكى از سير تدريجى تشريع و قانونگذارى اسلامى است بدست مىدهيم . سپس برگزيدهاى از آنچه علماى فن در اين باره بيان داشتهاند ذكر خواهيم كرد .
1 ) دربارهء شراب : -
بطور كلى تحريم شراب در اسلام گفتهاند كه بتدريج پيش آمد « 1 » . نخستين بار اين آيه فرود آمد :
« يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْخَمْرِ وَ الْمَيْسِرِ قُلْ فِيهِما إِثْمٌ كَبِيرٌ وَ مَنافِعُ لِلنَّاسِ وَ إِثْمُهُما أَكْبَرُ مِنْ نَفْعِهِما . . .
« 2 »
ترا مىپرسند از مى و قمار ، بگوى در اين دو بزهى بزرگ است و مردمان را در آن منفعتهاست . اما بزهمندى آن مهتر است از سود آن . . . »
گفته شد كه مى حرام شده ، اما بعضى هم به رسول خدا مىگفتند : يا رسول اللّه ، بگذار ما را كه از آن بهره گيريم همچنانكه خداى فرموده ، ولى رسول اكرم چيزى نمىفرمود و در پاسخ آنان خاموش مىماند . بعد اين آيه نازل شد :
« يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَقْرَبُوا الصَّلاةَ وَ أَنْتُمْ سُكارى حَتَّى تَعْلَمُوا ما تَقُولُونَ . . .
« 3 »
اى آنها كه بگرويدند ! گرد نماز مگرديد آنگه كه مست باشيد تا بدانيد كه چه مىخوانيد . . . »
باز گفته شد كه مى حرام گرديد ولى بودند كسانى كه مىگفتند : يا رسول اللّه ،
هامش
( 25 ) ايضا .
( 1 ) بيشتر اين مطلب را از عبد اللّه بن عمر روايت كردهاند . رك . الاتقان 1 : 26 نوع هفتم ، فرع . شبيه آن را طبرى از ابى رزين نقل مىكند . تفسير طبرى 5 : 61 بولاق حديث 9528 و باز 7 : 22 حديث 12517 ، الدر المنثور 2 : 318 .
( 2 ) سورهء 2 بقرهء : آيهء 219 .
( 3 ) سورهء 4 النساء : آيهء 43 .