تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ قرآن ( فارسى ) — صفحة 555

مساهمون:

ص٥٥٥
مىشمارند كه بهر حال سورهء فاتحه هفت آيه خواهد داشت « 15 » . در اينجا اين سخن پيش مىآيد كه آيا تواتر قاطع در بسمله بوده يا نه ؟ زيرا خلافى در اين نيست كه هر آنچه در قرآن هست در اصل و در اجزائش بايد كه متواترا از نبى اكرم به ما رسيده باشد و الا منقول آحادى كه متواتر نباشد جزء قرآن شمرده نمىشود . برخى تواتر را فقط بحسب اصل شرط مىدانند و ديگر در محل و موضع و ترتيبش آن را شرط نمىدانند . ولى ديگران آن را رد كرده‌اند « 16 » . عده‌اى در تأييد نظر خود گفته‌اند كه از آغاز اسلام در تمام مصاحف بسمله با خط و مركب آيات قرآنى نوشته مىشد و حال آنكه اگر آن را آيتى از سوره‌هاى قرآنى نمىدانستند با همان خط و مركب نمىنوشتند . چنان كه اسامى سوره‌ها و نقطه و اعراب كلمات و حتى آميّن را با مركب ديگرى مىنوشتند « 17 » . در مقابل پاره‌اى از عامه گفته‌اند كه پيامبر اكرم سورهء حمد را در نماز بدون بسمله مىخواند « 18 » . كار اين اختلاف نظر حتى به بلند و آهسته خواندن آن نيز كشيده است . در رواياتى آمده كه قرّاء مدينه ، بصره ، دمشق وقت قرائت ، بسمله را به صداى آهسته مىخواندند زيرا آن را آيتى مستقل و جداگانه نمىشمردند و بيشتر از نظر تيمّن و تبرّك به زبان مىآوردند . ولى قرّاء كونه و مكه آن را آيه‌اى جدا حساب كرده و به صداى بلند مىخواندند « 19 » و نيز روايات زيادى از أمير المؤمنين على و امام محمد باقر و امام جعفر صادق ( ع ) نقل شده كه در همهء آنها بسمله را آيتى جدا در هر سوره‌اى محسوب داشته‌اند . در اخبار عامه و خاصّه هر دو آمده كه ابن عباس گفت : رسول خدا ( ص ) پايان سوره را نمىشناخت تا « بسم اللّه الرحمن الرحيم » بر او نازل مىشد « 20 » . بنابراين روايت ، « بسمله » در آغاز هر سوره‌اى بايد نازل شده باشد و هر يك آيتى
هامش
( 15 ) مجمع البيان 1 : 18 . ( 16 ) سيوطى : الاتقان : 1 : 77 - 80 نوع 22 ببعد تنبيهان ، سيرهء حلبيه 1 : 283 ، مناهل العرفان 1 : 426 . ( 17 ) سيرهء حلبيه 1 : 283 ، منهاج النجاة 1 : 242 . ( 18 ) سيرهء حلبيه 1 : 284 . ( 19 ) تفسير ابو الفتوح رازى 1 : 29 ، فتح القدير 1 : 7 ، مسند احمد 3 : 179 ، 223 ، 264 ، 275 ، 286 و 5 : 54 ، 55 ، موطأ مالك : كتاب 3 حديث 30 ، صحيح مسلم : كتاب 4 حديث 50 - 52 ، رژى بلاشر : 143 و 144 . ( 20 ) بحار 19 : 59 ، مسائل فقهيه عاملى : 18 ، مستدرك حاكم : 231 ، 232 ، سنن بيهقى 2 : 42 و 43 ، كنز العمال 4 : 30 ، اسباب النزول واحدى : 109 ، الاتقان 1 : 78 نوع 22 ، سيرهء حلبيه 1 : 284 .