بهر حال ، گسترش حيرت آور و سريع اسلام مسائل زيادى پيش آورد و يكى از آنها آميزش عرب و عجم بود كه در نتيجهء آن ، عوامل فساد در زبان عرب پيدا شد و لغزش و لحن در زبان فصحاى عرب نيز مجال بروز يافت .
تلفظ غلط و لغزش در سخن ، در ميان مردمى كه به رسائى و گويائى زبان خود سخت پاى بند بودند ، گناه نابخشنودنى شمرده مىشد . بويژه ، اگر چنين لغزشى در سخن خدائى و آسمانى پيش آيد . اين ديگر غير قابل تحمل بود و گناهى بزرگتر بشمار مىآمد . اين داستان با همهء سهمگينى رخ داد .
مردمى بيگانه با زبانى و خطى ناآشنا رو به عربى آوردند ، خواه و ناخواه ، دچار لغزشها شدند و موجب آن گرديدند . بيفزائيم بر اين سخن كه اعراب خود به قبائل و عشاير مختلفهاى تقسيم شده و هر يك از اين گروهها لهجه و گويشى خاص خود داشت كه با ديگران فرق فراوان مىكرد . اين همه اختلاف و افتراق دست بدست هم داد و آنطور كه گفتهاند : « ملاحن و تصحيفاتى » پيش آورد .
چنان كه ابو احمد عسكرى گفته : « قرآن را چهل و چند سال در مصحف عثمان مىخواندند تا زمان خلافت عبد الملك و در اين هنگام تصحيفات فزونى يافت و در عراق گسترده شد « 2 » » . و چه بسا كه منظور از اين تصحيفات لغزشها و اشكالات قرائت در پارهاى از كلمات و حروف قرآن باشد .
بهر صورت ، رواج لغزش و لحن در سخن موجب شد كه مردم دور انديش را به انديشهء چارهجوئى افگند . به اين فكر افتادند كه قرآن را نقطهگذارى كنند و اعراب دهند تا هم حروف به خوبى شناخته شده و با مشابه خود مشتبه نشود و هم حركات حروف درست ضبط شود كه ديگر از لغزش و لحن مصون بمانند .
اعجام و نقطهگذارى
اعجام مصدر باب افعال است و در زبان عرب يكى از معانى باب افعال سلب است . يعنى از ميان بردن ريشهء فعل را مىرساند . چنان كه « أعجمت الكلام » يعنى از آن سخن رفع گنگى و ابهام كردم . چون نقطهگذارى بر حروف و زبر و زير گذاردن
هامش
185 ، المقنع فى معرفة رسم مصاحف الامصار چاپ استانبول 1932 ص 124 ، الاتقان فى علوم القرآن چاپ سوم حلبى بابى 1 : 182 نوع 41 تنبيهات .
( 2 ) ابن خلكان : وفيات الاعيان چاپ 1310 قاهره 1 : 125 .