در
« وَ السَّماءَ بَنَيْناها بِأَيْدٍ »
را « باييد » نوشته باشند . و يا در اين چهار فعل واو حذف و يدعو الانسان ، و يمحو اللّه الباطل ، يوم يدعو الدّاعى ، سندعو الزّبانية » كه در مصحف عثمانى چنين نوشته مىشد : و يدع الانسان ، و يمح اللّه الباطل ، يوم يدع - الداع ، سندع الزبانيه » بدون واو در چهار فعل و نقطه گذارى و اعراب در همهء كلمات . - در نوشتن بعضى كلمات چون الصلاة و الزكاة بدينصورت : « الصلوه و الركوه » نوشته مىشد تا نشان داده شود كه الف در آن منقلب از واو است .
خط قرآن در اين عصر :
دانشمندان دربارهء روش خط قرآن سه عقيده دارند :
1 ) دستهاى از آنان معتقدند كه اين رسم توفيقى ازلى است و مخالفت با آن جايز نيست . رسول خدا خود به نويسندگان وحى فرمان مىداد و روش نوشتن آنان را تعيين مىفرمود و گذشته از آن ، صحابه و تابعين نيز بر آن اجماع كردهاند و شقاق و خلاف در آن روا نباشد . « نظر چند دانشمند » چند صفحه پيش در اين مورد گذشت .
2 ) ديگرانى نيز گفتهاند كه رسم مصاحف اصطلاحى است نه توفيقى و مخالفت با آن نيز جايز مىباشد و سخن ابن خلدون در مقدمه تاريخ خود در اين باره گذشت .
قاضى ابو بكر باقلانى نيز در كتاب « انتصار » خود مىگويد :
« اما دربارهء نوشتن ، خداوند چيزى در آن باره واجب نكرده است ، و بر نويسندگان قرآن و خط نويسان مصاحف روش خاصى معين نگشته ، و نه در نصوص كتاب ، و نه در مفهوم آن ، و نه در نص سنت و نه بالاخره در اجماع امّت ، چيزى در اين باره واجب نگشته و يا قياسات شرعيه بر آن دلالت نمىكند . هر كس جز اين ادعا كند ، اقامهء دليل و بيان برهان بر او است « 1 » . . .
3 ) صاحب البرهان و پس از آن صاحب التبيان گام فراتر نهاده و با شيخ عز الدين ( العز ) بن عبد السلام هم قول مىشوند كه نوشتن مصحف اكنون برسوم نخستين سزاوار نيست : تا از جانب نادانان در معرض تغيير قرار نگيرد ، رسم عثمانى همانند اثرى از آثار نفيسهء موروثه از نياگان صالحه ، بايد نگهدارى شود .
هامش
( 1 ) زرقانى اين قول باقلانى را بتلخيص نقل كرده و بتفصيل رد مىكند و دلايل چندى از علماء نقل مىكند .
مناهل العرفان 1 : 373 ببعد .