تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ قرآن ( فارسى ) — صفحة 502

مساهمون:

ص٥٠٢
به فرا گرفتن سريانى و يا عبرى نيز تشويق مىفرمود . در تاريخ ضبط است كه در جنگ بدر مسلمانان شصت و يا هفتاد تن از مشركان اسير گرفتند و ميان آنان كسانى خواندن و نوشتن مىدانستند . پيامبر عربى فديهء درس نخوانده‌ها را مال و خواسته قرار داد ولى آنها كه نويسا و خوانا بودند ، از آنان پذيرفت كه هر يك ، ده تن از يارانش را خواندن و نوشتن بياموزد « 1 » - و بدينسان پيغمبر اسلام اعلام داشت كه خواندن و نوشتن هم سنگ و هم وزن آزادى است و اين بزرگترين و درخشان‌ترين اقدامى بود كه همتى بلند ، در راه آزادى تودهء مردم نادان از بندگى بيسوادى بجا آورد . در سال اول هجرت به مدينه پيامبر فرمود كه مسلمانان مدينه سرشمارى شوند و شمارهء آنان 1500 مرد يادداشت شد « 2 » . البته گفته‌اند كه پيامبر فرمود : « چيزى از من يادداشت نكنيد و اگر نوشته باشيد محو نمائيد . فقط قرآن را بنويسيد . اگر از من سخنى روايت كنيد باكى نداشته باشيد . هر كس هم كه به من دروغ نسبت بدهد در دوزخ خواهد نشست « 3 » . » ولى دانشمندان گفته‌اند كه بر فرض صحت روايت اين دستور در اوايل نزول وحى بوده براى اينكه قرآن با مطالب ديگر مخلوط نشود از اينجهت اجازه نمىفرمود كه چيزى از او نوشته شود « 4 » ولى چون حافظان وحى زياد شدند و از تخليط قرآن و حديث مصون گشتند نوشتن احكام و روايات را اجازه فرمود . « 5 » چنان كه بخارى از ابو هريره نقل مىكند كه در سال فتح مكه قبيلهء خزاعه مردى از بنى ليث را بعوض كشتهء خود قصاص كردند . پيامبر كه آگاه شد بسوى محل رهسپار شده و فرمود : « خداوند قتل را در مكه حرام كرده و پيغمبر و مؤمنان را بر مردم اين سامان چيره
هامش
( 1 ) الروض الانف سهيلى 2 : 92 ، طبقات ابن سعد : ج 2 قسم 1 ص 11 و 14 ، مسند احمد 1 ، 247 . ( 2 ) صحيفهء همام : 9 ، صحيح مسلم : كتاب ايمان باب جواز الاستسرار بالايمان للخائف 2 : 178 بشرح نووى . ( 3 ) صحيح مسلم 8 : 229 ، تقييد العلم خطيب بغدادى : 29 - 32 ، الباعث الخثيث 149 ، مجمع الزوايد 1 : 150 ، جامع بيان العلم 1 : 63 . ( 4 ) معالم السنن خطابى 4 : 184 . ( 5 ) جامع بيان العلم ابن عبد البر 1 : 70 - 72 ، تقييد العلم : 67 ، 69 ، 89 ، تدريب الراوى سيوطى : 150 ، سنن ترمذى 2 : 111 ( چاپ مصر 1292 ) ، معالم السنن خطابى 4 : 184 ، فتح البارى 1 : 184 ، علوم الحديث ابن صلاح : 170 و فرمود : « قيد و العلم بالكتابه » حاكم : مستدرك 1 : 104 ، 105 ، 106 و كنز العمال 5 : 227 . جاحظ : البيان و التبيين 1 : 161 ، كشف الظنون 1 : 26 .