تركيب مىكردند مثلا از سمت راست شروع مىشد و در سمت چپ پايان مىگرفت و خط بعدى از سمت چپ آغاز شده و در راست به انتها مىرسيد و خط سوم از راست به چپ بود ، همينطور تا آخر . . . ( اسليمى ) .
البته حروف الفباى مسند قابليت چنين تفننى را داشت بطوريكه خواندنش براى آنها موجب اشكال بيشتر نباشد . ولى بهر حال نويسندگان رعايت خط عمودى فاصل ميان كلمات را مىكردند . فاصلهء ميان جملات و عبارات و علامات ديگرى از قبيل استفهام و تعجب ديگر وجود نداشت ، اعراب و نقطه و مدّ و سكون و تشديد هم نداشت . واضح است خواندن چنين الفبائى كه خالى از حروف صدادار و علامات مختلفهء لازمه باشد بس دشوار و سخت بود و هنوز هم خواندن چنين خطى براى متخصصين خالى از دشوارى نيست و مشكلات زيادى فراهم آورده است « 8 » . و اگر قرآن مجيد و لهجات باقى ماندهء عربى در يمن و زبان حبشى و زبانهاى بيگانهء ديگر نزديك عربى نبود مسلما خواندن نوشتههاى خط مسند بسيار مشكلتر مىشد « 9 » .
مضافا بر اينكه بسيارى از كلمات و لغات مصطلح آن زمان امروز به كلى مهجور و فراموش شده است و بسيارى از كلمات در نوشتن مختصر شده كه امروز غير مفهوم و پيچيده است « 10 » .
خط مسند سرچشمه و مايهء خط لحيانى ، ثمودى و صفوى است . خط لحيانى اندك اختلافى با مسند دارد كه به همين جهت ورنر كاسكل (
Werner
Caskel
) آن را به دو دورهء قديم و جديد تقسيم مىكند . ولى عدهاى اين اختلاف كوچك را زائيدهء كار خط نويسان مختلف دانسته و اختلاف اساسى در آن نديدهاند .
دربارهء اصل خط مسند همچون اصل خود خط سخن بسيار گفته شده و مورد اختلاف زياد است . اين خط را مشتق از خط فنيقى ، خطوط سيناء و يا كنعانى دانستهاند و بهر صورت اظهار نظر متقن علمى در اين باره مشكل است . اين خط نسبت به خط نبطى تاريخ كهنترى دارد و گفتهاند حتى پيش از ميلاد مسيح نيز در ميان مردم عرب رايج بوده است .
هامش
( 8 ) المختصر گويدى : ص 3 .
( 9 )Honfer:AltsuderabischeGrammatik،s .21 .
( 10 ) ولفنسون : السامية 246 .