چيز در كتاب مبين ( دفتر علم ازلى خدا ) ثبت است ( 11 : 6 ) . حتى سرنوشت اگر كشته شدن باشد ، آنها هم كه به خانه نشستهاند دچار آن خواهند شد ( 3 : 154 و 7 : 34 ) . هيچ تر و خشكى نيست كه در كتاب مبين نباشد ( 6 : 59 ، ايضا 5 : 15 و 6 : 38 و 22 : 70 و 27 : 75 و 34 : 3 ، ببينيد 20 : 51 به بعد و 17 : 58 و 35 : 11 و 55 : 57 و غيره ) هيچ رنج و مصيبتى در جهان نيست كه از پيش در « كتاب » نوشته نشده باشد ( 57 : 22 ) . هيچ ذرهاى نيست كه خدا نداند و در كتاب مبين نباشد ( 10 : 61 ) .
در اين آيات شايد مراد از كتاب علم ازلى خداوند باشد و يا مركزى در عالم غيب است كه فقط خدا بدان داناست . اما جالب توجه است كه تعبير از آن به كتاب مىشود . كتاب به معنى نوعى نامه نيز آمده ( 24 : 33 و 27 : 29 ) ولى مهمتر ، نامهء اعمال انسانى است در روز رستاخيز كه آن هم كتاب خوانده شده است .
در روز قيامت ، هر كس كتاب اعمال خود را بدست دارد ( 17 : 13 ، 14 ، 71 و 18 : 49 و 39 : 69 و 45 : 28 ، 29 و 69 : 19 ، 25 و 84 : 7 ، 10 ) . فرشتگان نگهبان و كاتبان كرام شما هر چه بكنيد همه را مىدانند و بر اين نامهها نوشتهاند ( 82 : 10 - 12 ) در روز قيامت اين كتاب را پيش مىنهند ( 18 : 49 ) . نامهء اعمال خلق گشوده است ( 81 : 10 ) . هر امّتى كتابى دارد ( 45 : 28 ) . كتاب فجّار در سجيّن است ( 83 : 7 ) و كتاب ابرار در علييّن ( 83 : 18 ) .
چنين است كه خداوند مجموعهء وحى خود را كتاب مىخواند تا نشانهاى از آن دفتر الهى باشد . بنابراين كتاب پديدهاى است همچون حيات و همچون طبيعت نظم و ترتيب خاص خود را دارد و راهنماى نظم و ترتيب انسانهاست .
نكتهء جالب توجه ديگر اينكه در آغاز تمام 29 سورهاى كه با حروف مقطعه « فواتح سور » شروع مىشود ( جز در چهار مورد ) به تصريح و يا اشاره از كتاب الهى نام برده شده تا عظمت آن بهتر مشخص شود . در مورد آن چهار سوره هم مىتوان گفت كه در سورهء ن بلافاصله قلم و ارزش و اهميّت آن ياد مىشود . در سه مورد ديگر هم ( سورههاى عنكبوت و مريم و روم ) مسائل مهم و با عظمتى چون داستان شگفتآور زكريا و اخطار و انذار مؤمنان و يا خبرى معجزه سان از آينده براى تنبّه و بيدارى مؤمنان ياد مىگردد .
به هر صورت ، در ميان اين نامهاى مختلف ، قرآن و كتاب نامهاى رايجترى
تاريخ قرآن ( فارسى ) — صفحة 29
مساهمون: محمود راميار
ص٢٩