تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ قرآن ( فارسى ) — صفحة 408

مساهمون:

ص٤٠٨
( م 366 ) ترجمه نشده بود . به هر حال ، اين داستان در ارتباط با سه قرن و نيم بعد است و درست يا نادرست ، آن داستان نمايانگر ناتوانى مردم در تلفظ كلمات قرآنى است . آنها ناگزير بودند كه قرآن را فرا گيرند و به نماز بخوانند و از احكام و فرامين آن آگاه باشند . در آن سالهاى نخست اين دشوارى به مراتب زيادتر بود . آنها چنان مىخواندند كه مىتوانستند ، و طبيعى است كه هر روز غلط و لحن در كلام عرب رو به ازدياد باشد . اينجا بود كه عثمان بن عفّان به حق نگران شده بود . قرآن خواندن عجم و ناتوانى آنها در تلفّظ درست و فهم معنى ، آنها را به تكلّف انداخته بود و اين او را سخت نگران مىداشت . او در نامه‌اى كه به فرمانداران خود نوشته تا در مجامع عمومى مسلمانان در شهرها خوانده شود ، مىنويسد : « قرآن خواندن عرب و عجم ، كار را به بدعت مىكشاند . چه ، اگر كارى دشوار شد به بدعت و تكلّف خواهد انجاميد » . « 3 » حقيقت اين است كه اين دشوارى منحصر به مردم بيگانه نبود . خود عرب نيز در اين رهگذر مصون از لغزش و غلط نبود . عرب بدوى لهجه‌اى خاصّ داشت كه در همهء عمر بدان عادت كرده بود . او در فرهنگ محدود بيابان ، كلمات معدودى آموخته بود كه براى زندگى او كافى بود . او هرگز در تمام زندگى خود و طى نسلها با سخن تازه و كلمات نوى روبرو نشده بود . تلفظ كلمات تازه براى او سخت دشوار مىنمود . گذشته از آن ، عرب بيابانى فاقد شعور عميق در حدّ درك سليم از مفاهيم قرآنى بود . از طرف ديگر ، قرائتها مختلف بود و هر سامان و شهر روى به قرائتى آورده بود . برخى از قاريان مثل عبد اللّه آسان گير بودند و حتى به كلمات مترادف و معادل كه قابل تلفظ باشد اجازه مىدادند . روشن است كه چنين اجازه‌اى گردونهء غلط را به دوران بيشترى مىانداخت و اگر چندى بر آن مىگذشت ديگر يافتن درست ، حتى به مكّه و مدينه دشوار مىنمود . چنين بود كه وقتى قاريان قرآن در شهرهاى مختلف ، در جنگها و يا مجامع اسلامى ، با هم روبرو مىشدند از آن همه اختلاف در قرائت به شگفت مىماندند و وقتى گفته مىشد كه همهء اين قرائتهاى مختلف مستند به شخص پيغمبر و با اجازهء
هامش
( 3 ) الفتنة الكبرى دكتر طه حسين ، ترجمهء آقاى دكتر سيد جعفر شهيدى 1 : 75 .