شود . زيد بن وهب مىگويد نزد عبد اللّه بن مسعود قرآن قرائت مىكردم ، به آيهاى رسيدم و گفتم كه عمر چنين قرائت مىكرد و آن با قرائت عبد اللّه فرق داشت .
عبد اللّه شروع كرد به گريستن به طورى كه دانههاى اشكش در سنگريزهها ديده مىشد . بعد گفت : همانطور كه عمر خوانده بخوان . به خدا كه اين از راه سيلحين « 3 » روشنتر است « 4 » .
اما يك نكتهء مهم ديگرى هست و آن وجود يكى دو جمله است كه عمر آنها را جزء آيات قرآنى ذكر كرده ، ولى حتى در مصحف خود هم نداشته است . يكى از آنها جملاتى دربارهء « رجم » بود كه ديديم ( ص 313 ) از او پذيرفته نشد . يكى دو مورد ديگر را هم مىگويند . از جمله اينكه او گفته : « لا ترغبوا عن آبائكم فانّه كفر بكم » را قرائت مىكرديم و يا به عبد الرحمن بن عوف گفته : « ان جاهدوا كما جاهدتم اوّل مرّة » را در قرآن نمىبينيم « 5 » .
بر فرض كه اخبار در اين موارد درست باشد ، ردّ اين قبيل سخنان قطعى است و خود او هم تا آن حدّ اعتقاد نداشته كه در اين موارد پافشارى كرده باشد .
هامش
( 3 ) سه فرسخى بغداد نزديك حيره و قادسيه ( بلدان ياقوت ) .
( 4 ) ابن سعد 3 : 1 / 270 .
( 5 ) بخارى 8 : 26 ، مسلم 5 : 116 ، احمد 1 : 47 .