تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ قرآن ( فارسى ) — صفحة 404

مساهمون:

ص٤٠٤
علوم دينى بياموزند . رحمت خدا بر شما باد ! به سه نفر از ميان خودتان به من يارى كنيد . اگر سخن مرا مىپذيريد پس با هم قرعه بكشيد . ولى اگر سه نفر از ميان شما زودتر پاسخ گويند آنها بروند . آنها گفتند ما قرعه نمىكشيم . ابو ايّوب مرد كهن سالى است و ابىّ بن كعب هم بيمار است . پس معاذ و عباده و ابو الدرداء عازم رفتن شدند . عمر گفت از « حمص » آغاز كنيد . در آنجا مردم گوناگونى خواهيد ديد . يكى از شما در آنجا بماند ، ديگرى به دمشق و سومى در فلسطين برود . چون به حمص رسيدند آنقدر ماندند تا مردم به ماندن عبادة بن صامت در آنجا رضايت دادند . بعد از آن ، ابو الدرداء به دمشق و معاذ به فلسطين رفت . در همانجا بود كه معاذ در طاعون « عمواس » در سى و هشت سالگى در سال هجدهم هجرى درگذشت ( ص 340 ) و عباده به سال 34 هجرى در شام بدرود زندگى گفت . ابو الدرداء هم در دمشق ماند ( ص 364 ) تا در سال 32 هجرى وفات يافت « 24 » . در سال هفدهم هجرى بود كه عمر دستور داد مردم در مساجد جمع شوند و قرآن تدريس شود و خودش هم گاهى بدانها سركشى مىكرد .

مصحف عمر

در كتبى كه در اين باره هست از مصحف او هم سخن گفته شده است . ابن ابى داود او را صاحب مصحفى مىداند و سه مورد از اختلاف مصحف او را با ساير مصاحف نقل كرده است . « 1 » جفرى هم كه اختلافات مصاحف را يادداشت كرده 28 مورد از اختلاف مصحف او بازگفته است . « 2 » اما واقع اين است كه آنچه گفته‌اند نشان آن است كه آن مصحف مستقلى نبوده ، بلكه مصحفى شخصى و هماهنگ ساير مصاحف است . اختلافاتى را هم كه گفته‌اند بسيار مختصر و در حدود يك قرائت شاذّ است . فقط علاقه به شخص او موجب شده كه اين چند مورد اختلاف هم يادداشت
هامش
( 24 ) ايضا 2 : 2 / 114 و 4 : 112 و معارف ابن قتيبه 268 . ( 1 ) مصاحف 50 . ( 2 ) ماتريال 220 - 222 .