شاذّ و نادر آمده و 5 تاى ديگر هم از قرائتهاى عادى بيرون نيست . به خاطر اين موارد ، گفتهاند كه حفصه نيز مصحفى خاص داشته است .
اينها نشان مىدهد كه جز همان 3 مصحف اصلى ( از على ( ع ) ، ابن كعب و ابن مسعود ) بقيهء موارد بيرون از آن خطوط نبودهاند .
14 ) زيد بن ثابت
تاكنون در مورد اين صحابى زياد گفتهايم و باز هم از او خواهد آمد . ديديم ( ص 250 ) كه جزء چهار نفرى بود كه پيامبر فرموده بود قرآن را بايد از ايشان آموخت و از شش نفرى بود كه قرآن را جمع كرده بودند . در مورد قرائتش گفتهاند كه ابن عباس با همهء جلالت قدر و پايهء علمش ، قرائتش را از وى فراگرفته بود .
ابو هريره را نيز چنين گفتهاند . « 1 »
حديثى است كه در آن آمده : كسى كه بخواهد قرآن را چنان كه نازل شده تازه و پرطراوت قرائت كند بايد كه آن را از ابن ام عبد ( ابن مسعود ) بشنود . « 2 » اين حديث را عينا در مورد زيد هم نقل كردهاند .
زيد در هر دورهاى از صدر اسلام نقشى خاص داشته است :
1 ) كاتب وحى براى رسول خدا بود و آخرين بار قرآن را بر حضرتش عرضه داشت . 2 ) در زمان ابو بكر مباشر جمع قرآن شد . 3 ) براى عمر كتابت مىكرد . « 3 »
4 ) در زمان عثمان نيز در جمع قرآن شركت داشت . هر چند بعضى از اين نقش او يادى نكردهاند . « 4 » 5 ) از آن پس ، رياست قرائت به دو رسيد .
شايد بر اثر يك چنين نقشى بوده كه گفتهاند او هم مصحفى خاص خود داشته است و شايد هم كه از زمان رسول خدا نسخهاى از مصحف براى خود تهيه مىديده است . اما آنچه بوده چيزى بسيار جدا از قرائت عامه نبوده است . سجستانى از مصحف او يادى نمىكند . اما گويا ابن الانبارى در كتاب مصاحف خود ، مصحف او را ذكر كرده باشد . زيرا آلوسى ( م 1270 ) از او نقل مىكند « 5 » كه در آيهء هفتم سورهء حشر
هامش
( 1 ) طبقات ابن الجزرى 1 : 296 .
( 2 ) النهايهء ابن الاثير 3 : 371 .
( 3 ) معارف ابن قتيبه 260 .
( 4 ) خلاصهء تذهيب التهذيب 108 ، مصر 1301 .
( 5 ) روح المعانى 28 : 49 .