مصحف عايشه را مىخواست تا قرآن را طبق آن جمع كند . زيرا قرآن را غير مرتب قرائت مىكرده است . عايشه مىگويد : چه ضررى دارد ؟ هر جور كه مىتوانى قرائت كن . . . بالاخره مصحفش را در آورد و آيههاى سورهها را بر او املاء كرد « 1 » .
حميده دختر ابو يونس ، كنيز عايشه نيز نقل مىكند كه هنگام رحلت عايشه در ميان اثاث او مصحف وى را يافتم . . . « 2 »
ولى هيچيك از اين منقولات نشان نمىدهد كه مصحف عايشه چيزى جز نسخهء عثمان باشد . به هر حال 12 اختلاف در آيات در آن بازگفتهاند كه 13 موردش اختلاف نحوى است . 5 موردش هم با معنى نصّ موجود مخالفتى ندارد و 14 روايت هم از او در قرائت شاذّ آمده است . موارد مهم اختلاف يكى همان افزايش « صلاة العصر » در آيهء سورهء بقره است . ديگر افزودن « و الذين تصلون الصفوف الاعلى » بعد از « على النبى » در آيهء 56 سورهء 33 است . در اعراب « صابئين » ( 5 : 69 ) و « ان هذان » ( 20 : 63 ) هم نظر خاصى داشته است . با يك چنين اختلافاتى بهيچوجه او را داراى مصحفى خاص و مستقل و جدا از ديگران نمىتوان شمرد .
17 ) عقبة بن عامر
از صحابه كه در فتح مصر همراه عمرو عاص بود و از 44 - 47 از طرف معاويه والى مصر شد . نوشتن مىدانست و شعر هم مىگفت . « 3 » مسجدى به نام او در قاهره در جوار قبرش وجود دارد . قرائت خود را از رسول خدا گرفته بود . « 4 » در مجلس رسول خدا با ديگران مىنشست و تعليم مىگرفت . « 5 » هر جا هم كه نمىدانست پرسش مىكرد . « 6 » گفتهاند كه او نيز يكى از جمع كنندگان قرآن بوده و مصحفى خاصّ خود داشت . مصحفش تا قرن چهارم وجود داشته ، چنان كه نزد ابن خديج ( م 313 )
هامش
( 1 ) بخارى : فضائل القرآن 38 ، فتح البارى 9 : 36 ، فضائل القرآن ابن كثير 39 ، مقدمتان 33 و 34 .
( 2 ) تفسير طبرى 2 : 343 بولاق ، سيوطى 1 : 304 . ابو يونس تابعى معروفى است و حميده ممكن است دختر او باشد . ولى محمد شاكر در حاشيهء تفسير طبرى يادآورى مىكند كه در هيچيك از كتب مربوط نام وى را نيافته است . تفسير طبرى 5 : 174 دار المعارف .
( 3 ) ولاة مصر كندى 37 ، تهذيب التهذيب ابن حجر 7 : 243 .
( 4 ) فضائل القرآن ابو عبيد 33 - 34 .
( 5 ) ايضا 4 .
( 6 ) فتوح مصر ابن عبد الحكم 289 .