تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ قرآن ( فارسى ) — صفحة 372

مساهمون:

ص٣٧٢
ترا به دوستى ابو تراب ( على ( ع ) ) وا داشته ، جز اين نيست كه تو اعرابى خشكى ( جاف ) . عبد اللّه در پاسخ او مىگويد : به خدا پيش از اينكه پدر و مادر تو با هم جمع شوند ، من قرآن را جمع كردم و از على بن ابى طالب دو سوره آموخته‌ام كه او از رسول خدا فرا گرفته بود . نه تو آنها را مىدانى نه پدرت . آن گاه آن دو سورهء « خلع و حفد » را كه در مصحف ابن كعب آمده بود بر عبد الملك فرو خواند « 28 » . در اينجا اعرابى خشكى مثل عبد اللّه بن زرير در برابر خليفهء اموى مىايستد و نه تنها از خود دفاع مىكند و بر دين خود غيرت نشان مىدهد كه علم خود را هم با آن تندى و صلابت به رخ حاكم مغرور مىكشد ، كه پيش از آنكه پدر و مادر تو گرد آيند و نطفهء تو بسته شود ، من قرآن را جمع كرده‌ام .
بودم آن روز من از طايفهء درد كشان * كه نه از تاك ، نشان بود و نه از تاك نشان
( ظ . سعدى )
شربنا على ذكر الحبيب مدامة * سكرنا بها من قبل أن يخلق الكرم
( ابن فارض ) نكتهء ديگرى كه اين گزارش دربردارد ، انتساب دو سورهء « خلع و حفد » به امير مؤمنان است كه از نبى اكرم آموخته ، هر چند جاى ديگرى نيامده كه در مصحفش باشد و ديديم ( ص 351 ) كه آنها را در قنوت نماز ، آن حضرت مىخواند . خلاصه اينكه گفته‌اند مصحف امير مؤمنان على ( ع ) به ترتيب تاريخ نزول آيات گرد آورى شده و شأن نزول آيات و اوقات نزول و تأويل متشابهات را داشته و ناسخ و منسوخ را تعيين كرده و عام و خاص و كيفيت قرائت را بيان مىداشته است . اما اختلاف قرائتهائى كه قاريان قرآن از مصحف يا قرائت امير مؤمنان باز - گفته‌اند و به ما رسيده ، بيشتر اختلاف لهجه‌اى و تجويدى است . جز سه مورد كه يكى در سورهء و العصر 103 است و اختلاف زياد است . دو مورد ديگر ( در 7 : 32 و 26 : 215 ) جملاتى به توضيح و تفسير اضافه دارد و ما واقعا نمىدانيم كه اين
هامش
( 28 ) اتقان 1 : 226 نوع 19 از طبرانى ، تهذيب التهذيب ابن حجر 5 : 216 .