جزء 5 :
انعام 6 ؛ سبحان 17 ؛ اقترب 21 ؛ الفرقان 25 ؛ موسى و فرعون 28 ؛ حم المؤمن 40 ؛ المجادلة 58 ؛ الحشر 59 ؛ الجمعه 62 ؛ المنافقون 63 ؛ ن و القلم 68 ؛ انا ارسلنا نوحا 71 ؛ قل اوحى الى 72 ؛ المرسلات 77 ؛ الضحى 93 ؛ الهاكم 102 . اين جزء « انعام » است و 886 آيه و شانزده سوره دارد .
جزء 6 :
الاعراف 7 ؛ ابراهيم 14 ؛ الكهف 18 ؛ النور 24 ؛ ص 38 ؛ الزمر 39 ؛ الجاثيه 45 ؛ الذين كفروا 47 ؛ الحديد 57 ؛ المزمل 73 ؛ لا اقسم بيوم القيامة 75 ؛ عمّ يتساءلون 78 ؛ الغاشية 88 ؛ الفجر 89 ؛ الليل اذا يغشى 92 ؛ اذا جاء نصر اللّه 110 . اين جزء « الاعراف » 886 آيه و 16 سوره است .
جزء 7 :
الانفال 8 ؛ براءة 9 ؛ طه 20 ؛ الملائكة 35 ؛ الصافات 37 ؛ الاحقاف 46 ؛ الفتح 48 ؛ الطور 52 ؛ النجم 53 ؛ الصفّ 61 ؛ التغابن 64 ؛ الطلاق 65 ؛ المطفّفين 83 ؛ المعوذتين 113 و 114 . اين جزء « الانفال » 886 آيه و 15 سوره است .
همهء اين سورهها 109 سوره است و پنج سورهاى كه يادداشت نشده عبارت است از : فاتحة الكتاب 1 ؛ الرعد 13 ؛ سبا 34 ؛ التحريم 66 ؛ العلق 96 .
جز اين ترتيب ، يعقوبى به ترتيب ديگرى نيز اشاره مىكند كه على ( ع ) فرمود :
قرآن به چهار جزء نازل شد : يك چهارم دربارهء ما ، يك چهارم بر دشمنان ما ، يك - چهارم مثلها و يك چهارم محكم و متشابه « 21 » .
اما واقع اين است كه اين وصف يعقوبى و تقسيم بدان 7 جزء بسيار غريب مىنمايد . چيزى كه جملهء مورخان و راويان گفتهاند ترتيبى است بر حسب نزول و مشتمل بر شأن نزول و توضيح بسيارى از مبهمات قرآن . اما اين وصف ، همهء آن سخنان را در هم مىريزد . اين كوششى بوده كه سورههاى قرآنى بر مبناى « سبع طوال » هفت سورهء اول قرآن به طور مساوى ( از نظر شمارهء آيات ) تقسيم گردد .
طبيعى است كه يك چنين تقسيم بندى بسيار تصنّعى به نظر برسد و كارى به نظر مىآيد بيشتر متناسب با كارهاى قرن سوم كه كوشش در شماره كردن آيات و كلمات قرآن فراوان بوده است . و واقعا از دانشمندى چون ابن واضح در يك چنين مورد مهمى ، اين نوع منقولات بعيد مىنمود .
بيشتر اخبار و روايات حاكى از آن است كه مصحف على ( ع ) به ترتيب نزول
هامش
( 21 ) تاريخ يعقوبى 2 : 154 ، ترجمه 2 : 16 .