تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ قرآن ( فارسى ) — صفحة 309

مساهمون:

ص٣٠٩
در زمان رسول خدا ( ص ) قرآن بارها مقابله و حفظ و نوشته شده بود . تمامى آيات و بسيارى از سوره‌ها ( حداقل ) ، معيّن و مشخص بود . بنابراين ، نوشتن و جمع قرآن كه كار تازه‌اى نبود تا بدعت باشد . پس اين همه ترديد از آنها چه معنى داشت ؟ جز اين بود كه قرآن ، نسخه‌هاى متعدد نوشتهء موجود داشته و وجود اين نسخه‌هاى متعدّد ، و آن نسخهء اصلى پيامبر ( ص ) ، و آن قاريان جامع ، مانع هر خلط و محوى بوده‌اند ؟ چه ضرورتى ايجاب مىكرد كه اين كار تازه انجام شود ؟ ما از آن همه بحثها و گفتگوها كه ميان ابو بكر و عمر ، بين ابو بكر و زيد گذشته ، جز همين چند كلمه چيزى در دست نداريم . عمر بارها و بارها به ابو بكر مراجعه كرد تا او را راضى كند . ابو بكر نيز بارها به زيد اصرار كرد تا بپذيرد . و تمام استدلال آخر سر اين است كه اين كار خيرى است و ضررى ندارد . اگر وقعهء يمامه ، ترس نابودى قاريان و قرائت را پيش آورده بود كه اين كار اوجب واجبات بود ، نه كار خير و بىضرر ! دنبالهء اين سخن را در « انگيزهء ابو بكر » و بعد در مصاحف زمان او خواهيم ديد . بارى ، از اين نقطه‌ضعف‌ها كه بگذريم ، اين روايات جنبه‌هاى مثبتى هم دارد كه واقعيّت را بازگو مىكند . اين روايات خود اهتمام صحابه و جامعهء اسلامى را در كار محافظت قرآن و دقّت وافرشان را در اين كار مىرساند . دقّت و تعمّق ابو بكر و زيد ، تيزهوشى و فراست عمر ، ايمان و عشق جامعه ، در لابلاى كلمات اين واقعه روشن و آشكار است . در صداقت و خلوص آنان ، در درستى روشى كه به كار بردند ، در همكارى همگانى جاى سخنى نيست . شايد كه انگيزهء شخصى هم در آن ديده شود ، اما عشق و ايمان به كلام خدا سرلوحهء كارها بوده است . با خلوص و ايمانى كه در آن روزها ، به شدت تحت نظارت دقيق جامعهء اسلامى بوده ، با پشتكار و همتى كه از آن پروانه‌هاى شمع دين و آئين انتظار مىرفته ، دست بدين كار عظيم زدند و چه خوب از عهده برآمدند .

زيد شروع به كار مىكند

چون قرآن به لغت قريش نازل شده « 1 » ، ابو بكر مردى از فصحاى قريش را همراه زيد كرد و دستور داد كه اگر به مشكلى برخورديد به خود من مراجعه كنيد . پس
هامش
( 1 ) بخارى : مناقب 3 ، فضائل القرآن 2 و 3 ، ترمذى : تفسير توبه 19 ، باز در بحث از كار انجمن زمان عثمان بدين مطلب مىرسيم .