تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ قرآن ( فارسى ) — صفحة 298

مساهمون:

ص٢٩٨
« خداوند ابو بكر را رحمت كند . او نخستين كسى است كه ( قرآن را ) ميان دو جلد جمع كرد » . و يا « دربارهء مصاحف بزرگترين پاداش از آن ابو بكر است كه او نخستين كس بود كه ( آن را ) ميان دو جلد گرد آورد » . « 5 » صعصعة بن صوحان ( م 60 ه ) از ياران على ( ع ) « 6 » نيز مانند بسيارى ديگر اين سخن را تأييد كرده است . « 7 » اما روايات ديگرى هم هست كه از ديگران هم به همين صفت ياد كرده‌اند و در نتيجه ابو بكر نخستين جامع به حساب نيامده است . از جملهء آنها سجستانى روايت مىكند كه عمر آيه‌اى را از كتاب خدا پرسيد ، به او گفته شد كه با فلانى بوده كه روز يمامه كشته شد . گفت : انّا للّه ! و امر كرد به جمع قرآن و او نخستين كسى بود كه قرآن را در مصحفى جمع كرد . سيوطى مىگويد : اسنادش منقطع است و منظور از جمع كردن در اينجا اشاره به جمع كردن قرآن است . « 8 » روايت ديگرى هم در اين زمينه وجود دارد كه موجب شده « شاولى » مستشرق در صحت رواياتى كه ابو بكر را نخستين جامع قرآن مىداند شك روا دارد . « 9 » زيرا گفته‌اند قرآن تا هنگام وفات عمر گرد نيامده بود . گذشته از اينها ، سيوطى مىگويد : « از غرايب اين است كه ابن أشته ( م 360 ه ) در كتاب مصاحف خود نقل مىكند كه ابن بريده گفت : اول كسى كه قرآن را در يك مصحف گرد آورد ، سالم مولى ابى حذيفه بود . . . ولى اسنادش منقطع است و ممكن است به امر ابو بكر او جزء جامعين قرآن باشد » « 10 » . گويا سيوطى خود فراموش كرده بود كه در آغاز فصل نقل كرده بود كه وقعهء
هامش
( 5 ) مصاحف سجستانى 5 ، ابو شامه 53 ، 54 ، فضائل القرآن ابن كثير 15 ، مقدمتان 23 ، برهان 1 : 239 ، بيان آقاى خوئى ( مد ) 260 / 3 به نقل از منتخب كنز العمال ، اتقان 1 : 204 . ( 6 ) از سادات عبد القيس ، خطيب بليغ و شاعر توانائى بود كه در صفين با على ( ع ) شركت داشت و بعدها با معاويه كشمكش يافت . بالاخره مغيره به امر معاويه او را از كوفه به بحرين تبعيد كرد . معجم رجال - الحديث آقاى خوئى 9 : 108 - 110 ، اصابه ، ت 4125 . ( 7 ) تفسير طبرى 1 : 22 ح 64 . ( 8 ) مصاحف سجستانى 10 ، اتقان 1 : 204 نوع 18 ، ابن عساكر 5 : 133 ، ابن سعد 3 : 1 / 202 ، 262 ، فضائل القرآن ابن كثير 16 . ( 9 )Schwally؛FestschriftsSechau، 123 - 5ff .Noldeke؛GeschichtedesQorans،II: 81 . . . ( 10 ) اتقان 1 : 205 نوع 18 .