منافاتى با تأليف در زمان رسول خدا ( ص ) ندارد . اينها مراحل مختلفى است كه اين جمع گذرانده و هر مرحلهاى را جدا خواهيم ديد . و چه بسا چنان كه بعد توضيح آن بيايد ، ابو بكر در برابر مصاحف مختلفى كه وجود داشت و وجود هر كدام از آنها به شخصيّت دارندهء آن مىافزود ، نيازى به داشتن نسخهء مستقلّ و متقنى از قرآن احساس مىكرد . احاديثى را كه از جمع قرآن به دوران پس از پيامبر باز - گفتهاند ، اگر درست شكافته شود در محتوا و اصل مباينتى با اين ندارد و درست در ادامهء همين رويّه است . يعنى همين مجموعه است كه براى تدوين ابو بكر و در زمان عثمان براى مقابله و نسخه بردارى و تكثير نسخه به منظور يكتاسازى ( توحيد ) مصاحف و جمع كردن مردم بر يك رسم الخط از قرائت ثابت معروف از نبى اكرم ، پايه و اساس قرار گرفته و همين كار مايهء تبليغات دامنه دار قرنها گرديده است .
اين سخن بگذار تا وقت دگر .
اما اينكه مىگويند قرآن در زمان رسول خدا در دفترى گرد نيامد و براى توجيه آن عللى ذكر مىكنند سخنى مايه دار نيست . منظور از اين كه مجموع نبود و در دفترى نبود چيست ؟ اين سخن بىگفت و گو است كه تمام قرآن در زمان رسول خدا نوشته بوده است . حال اين نوشتهها ، خواه در ميان دو جلد و خواه بيرون از دو جلد و پراگنده ، وقتى يك جا جمع شود خود مجموعهاى است .
عللى هم كه براى آن ذكر مىكنند به هيچوجه مانع از مجموع بودن نيست .
يعنى دسترسى داشتن به پيامبر ( ص ) ، بيم از نسخ كه در آن جاى گفتگو است و معلوم نبودن ترتيب ، موجب بوده كه مجموعهاى تدوين نشود . به واقع كه هيچيك از اين علل ، بر فرض وجود ، نمىتوانسته مانع باشد . درست است كه هميشه و هر لحظه پيامبر گرامى در دسترس مسلمانان بود و هر مشكلى را پاسخگو بود .
اما حضور پيامبر كه مانع جمع نمىشد . نسخ هم اگر پيش مىآمد اجرا مىشد .
ترتيب هم كه معيّن بود و بعد هم چنان كه از حضور پيامبر آموخته بودند همان ترتيب را برگزيدند .
بدين ترتيب ، مىرسيم به پايان اين سخن كه بررسى كتاب و سنّت روشنگر اين مطلب است كه پيامبر اكرم همچنان كه در نوشتن وحى اهتمام داشت ، در جمع و حفظ آن نيز كوشا بود .
جالب توجه است كه حتى نويسندگان غربى نيز نتوانستهاند منكر وجود
تاريخ قرآن ( فارسى ) — صفحة 291
مساهمون: محمود راميار
ص٢٩١