بود كه در خانهء رسول خدا يافته شد و قرآن در آن برگها پراگنده بود « 35 » .
بغوى در شرح السنه مىگويد : رسول خدا قرآن را چنان كه جبرئيل فرود مىآورد املاء مىفرمود و در نوشتنش نظارت داشت . صحابه نيز قرآن را بىكم و كاست و پس و پيش ميان دو جلد نهادند . . . .
زرقانى دانشمند مصرى نيز مىگويد : جمع قرآن ( به زمان ابو بكر ) چيز تازهاى و يا بدعت و اضافهاى در اسلام نبود . بلكه از قواعدى بود كه پيامبر اكرم با تشريع نوشتن قرآن و گزيدن كاتبان وحى ، پايه گذاشت و هر چه نوشته مىشد جمع مىفرمود تا رحلت كرد « 36 » .
عدهء زيادى از علماى اهل تسنن هستند كه معتقد به توقيفى بودن ترتيب آيات و سور هستند ، و اين همان معنى را مىرساند كه جمع ، به فرمان پيامبر و در زمان وى ( ص ) بوده است .
از علماى اهل تشيع نيز در اين زمينه زياد نقل شده است . سيد مرتضى علم - الهدى ( ره ) چنان كه امين الاسلام طبرسى نقل مىكند فرموده : علم به صحت نقل قرآن ، مثل علم به وجود شهرها و حوادث مهمى است كه نشانههاى زيادى بر نقلش هست . . . قرآن در زمان رسول خدا مجموع و مؤلّف بود چنان كه الان هست « 37 » .
در ميان معاصران ، فقيه بزرگوار و زعيم حوزهء علميه آية اللّه العظمى آقاى خوئى ( مدظله ) نيز طى بحث مفصلى با دلائل محكم روائى و عقلى همين نظر را تأييد فرمودهاند « 38 » .
خلاصه ، اهتمام فوق العادهء پيامبر و يارانش را در حفظ و كتابت قرآن ديديم .
آيا مىتوان گفت يك چنان اهتمامى بدون عنايت به حفظ نظم و ترتيب و جامعيّت اين كتاب آسمانى به ثمر مىنشست ؟ مىشود تا پاى جان به وحى پاى بند بود و آن را عظيمترين عطيهء الهى دانست و توجهى به نظم و تأليف آن نداشت ؟ چگونه باور مىشود كه پيامبر با يك چنان همت عظيم در آموزش و نگارش قرآن ، بيكباره
هامش
( 35 ) برهان 1 : 238 ، اتقان 1 : 206 و 207 .
( 36 ) مناهل العرفان 1 : 242 و 243 .
( 37 ) مجمع البيان 1 : 15 .
( 38 ) البيان 255 - 278 .