نزد رسول خدا بوديم و قرآن را از رقعههاى تازه جمع مىكرديم » . « 4 »
از سيد مرتضى ( رحمه اللّه ) نقل شده است كه قرآن در عهد رسول خدا گرد آمده بود ، چنان كه اكنون هست . و استدلال كرده بر اين امر كه قرآن درس داده مىشد .
حتى گروهى از صحابه بر آن مأمور شده بودند . قرآن بر نبى ( ص ) قرائت مىشد و كسانى از صحابه ، قرآن را بر پيغمبر ختم كردند ، حتى چندين ختم . تمام اينها با كوچكترين تأملى دلالت مىكند كه آن مجموع و مرتب بود بدون كاستى و پراگندگى . « 5 » ولى از زهرى گفتهاند : « نبى اكرم وفات يافت و قرآن جمع نشده بود ، بلكه در شاخههاى خرما و خرما بنها بود » . « 6 » كم و زيادى اين سخنان را باز - مىبينيم .
پيامبر اكرم ، خود ممارست و نظارت دقيقى بر كار نويسندگان وحى داشت . او ترتيب آيات را همچنانكه از جبرئيل دريافت مىداشت تعيين مىفرمود . « 7 » روايات مشخص مىكنند كه پس از املاء وحى ، پيغمبر از كاتب وحى مىخواست آنچه را نوشته براى او بخواند و اگر اشكالى در آن نوشته بود ، رفع مىفرمود . « 8 » از ابن عباس روايت شده كه گفت : « چون چيزى بر او نازل مىشد ، كسى از نويسندگان را مىخواند و مىگفت : اين آيات را در جائى كه چنين و چنان ياد شده ، بگذار » . « 9 » از عثمان بن ابى العاص روايت شده كه گفت : « در حضور پيغمبر بودم كه آن حضرت فرمود جبرئيل آمده و امر مىدهد كه اين آيه را در اين محل از سوره بگذاريم » « 10 » . باز از ابن عباس گفتهاند كه جبرئيل آيهء
« وَ اتَّقُوا يَوْماً تُرْجَعُونَ فِيهِ إِلَى اللَّهِ »
( 2 : 281 ) را آورد و گفت : خداى تعالى مىفرمايد كه اين آيه را بر سر دويست و هشتاد آيه از سورهء بقره بنه « 11 » و يا گفت : خداوند اين آيه را ميان دو آيهء ربا ( 2 : 276 - 280 ) و دين ( 2 : 282 ) قرار داده است » . « 12 »
هامش
( 4 ) اتقان 1 : 202 نوع 18 ، برهان 1 : 237 ، ترمذى : مناقب 73 ، احمد 5 : 185 ، مقدمتان : 49 .
( 5 ) مجمع البيان 1 : 15 صيداء ، سفينة البحار 1 : 526 و 527 .
( 6 ) تفسير طبرى 1 : 22 بولاق ، فتح البارى ابن حجر 9 : 9 - 11 .
( 7 ) ابى داود : صلاة 121 ، احمد 1 : 57 ، 69 و 4 : 218 .
( 8 ) مجمع الزوائد 1 : 60 .
( 9 ) مقدمتان : 40 ، مصاحف 31 ، احمد 1 : 331 ، برهان 1 : 234 . موارد آن بسيار است كه باز خواهد آمد .
( 10 ) ابو داود : صلاة 122 ، اتقان 1 : 212 نوع 18 فصل .
( 11 ) مقدمتان 41 .
( 12 ) ابو الفتوح رازى 2 : 239 ، كشف الاسرار 1 : 766 ، مجمع البيان 1 : 394 ، قرطبى 1 : 61 .