آيات الهى در صفحاتى مكّرم نوشته شد » ( 80 : 13 ) ( و يا 85 : 21 ، 22 و 56 : 77 - 80 ) .
ممكن است بگويند اينها حكايتى از عالم علوى و جهان بالا و نوشتهء آسمانهاست .
شهادت صريحترى داريم : در سورهء فرقان آيهء 5 آمده : « و باز گفتند كه اين افسانههاى گذشتگان است كه آن را نويسانده و صبح و شب بر او املاء مىكنند . » اين آيت به حدود سالهاى شش و هفت بعثت و همين حدود به هجرت مانده نازل شده ، در اينجا اتهامات مخالفان و مشركان بازگو شده كه شايع مىكردند : اينها داستانهاى كهنهاى است كه او مىنويساند و به دو املاء مىكنند . در هر صورت ، آيه بدان ثبت كتبى اشاره مىكند كه خود مخالفان به رخ مىكشيدند و اشاعه مىدادند .
پس از هجرت ديگر وضع روشن است . هر چند سورهء 98 بينه را آقاى مهندس بازرگان در سال ششم بعثت منظور كرده ، يعنى هفت سال پيش از هجرت ، اما ديگران آن را پس از هجرت منظور داشتهاند . به هر حال ، گواهى صادق است بر نوشتههاى قرآنى كه فرمود :
« رَسُولٌ مِنَ اللَّهِ يَتْلُوا صُحُفاً مُطَهَّرَةً . فِيها كُتُبٌ قَيِّمَةٌ
( 98 : 2 و 3 ) پيامبرى از سوى خدا صحيفههاى پاك و منزّه را بر آنان مىخواند . در آن صحيفهها ، كتابهاى حقيقت و راستى است » .
بنا بر اين ، قرآن خود گواه است كه وحى الهى از همان آغاز نوشته شده و در انتشار بوده است . اضافه كنيم بر اين ، اهتمام و مراقبت شخص پيامبر را در نوشتن وحى ؛ گرچه اين اهتمام را در تشويق صحابه به نوشتن و تعليم و تعلّم در بحث از خط و كتابت قرآن مفصلتر خواهيم ديد . اما اينجا فقط اشارهاى به مقام قلم در تمام وحىهاى اوليه ناگزير مىنمايد . قلم اين عنصر اوليهء معرفت و علم ، همچون وسيلهء شناخت انسان بود و اين تمجيد و گرامى داشت ، همّت پيامبر را در حفظ قرآن به وسيلهء كتابت مىرساند . پيامبر هيچ دقيقهاى را در ثبت و ضبط وحى الهى از دست نداده و از هر نكتهاى براى تربيت نسل معاصر خود و ضبط آن براى نسلهاى بعد بهره گرفته است . در آغاز تمام توجه ، تنها و تنها ، به حفظ و ضبط قرآن ، چه از راه حفظ در حافظه و چه از طريق كتابت قرآن بوده است و بس . او ( ص ) مىخواست كه همهء دقّت مسلمانان خاص قرآن بشود . آن را بخوانند و به خاطر بسپارند . بياموزند و