تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ قرآن ( فارسى ) — صفحة 255

مساهمون:

ص٢٥٥
بر اينها اضافه مىشود : امّ ورقه دخت عبد اللّه بن حارث كه سيوطى نخستين بار او را جزء جامعان قرآن به حساب آورده است . « 43 » بدين ترتيب ، اسامى سى و هفت نفر از حافظان قرآن را از عهد نبى ( ص ) به دست داريم . اما مسلما جز اينان ، بسيارى ديگر از قاريان هستند كه قرائتشان به ما نرسيده و از ياد رفته‌اند و يا در ضمن كتب ياد شده ولى مورد بررسى قرار نگرفته‌اند . مثلا مىگويند شهاب قرشى تمام قرآن را بر نبى قرائت كرده و بعد در حمص بر مردم تعليم مىكرد . « 44 » يا قيس بن ابى صعصعه را كه ابن ابى داود نقل كرده است . « 45 » در واقع اين صورت شامل سه دسته مىشود . كسانى كه دسترسى به پيامبر داشته و هر لحظه مىتوانستند پرسش خود را مطرح كرده و جواب دريافت دارند مثل ابىّ ، ابن مسعود ، زيد . . . صحابه‌اى كه قرائتشان به ما نرسيده ، ولى قرآن را در حفظ داشته‌اند مانند معاذ بن جبل ، ابو زيد ، سالم ، عقبه . دستهء ديگر آنها كه قرائت خود را نزد ابىّ تكميل كرده‌اند . مثل عباد له و عبد اللّه بن سائب و ابو هريره را هم گفته‌اند « 46 » . آنهائى هم كه قرائتشان به ما نرسيده و ذكر نشده‌اند كه از شمار بيرونند . گذشته از آن ، نكتهء ديگرى كه هست دربارهء ختم قرآن است « 47 » . ختم قرآن يعنى
هامش
( 43 ) اتقان 1 : 250 نوع 20 فائده ، ابن سعد مىگويد هر وقت كه رسول خدا او را ديدار مىكرد ، او را « شهيده » مىناميد . او قرآن را جمع كرده بود . چون پيغمبر به جنگ بدر مىرفت ، ام ورقه از او پرسيد : اجازه مىدهى كه من هم با تو بيايم تا زخميان را مداوا كنم و بيماران را پرستارى ؟ شايد كه خدا مرا نيز به فيض شهادت برساند . رسول خدا فرمود : خداوند شهادت را براى تو آماده كرده و او را شهيده ناميد . سپس امر كرد كه نزد اهل خانهء خود بازگردد . بالاخره در زمان عمر به دست غلام و كنيز خود كشته شد . ( ابن سعد 8 : 335 ) . ( 44 ) كتانى 1 : 46 به نقل از شرح المواهب 3 : 366 و منابع ديگر . ( 45 ) اتقان 1 : 246 نوع 20 تنبيه . ( 46 ) ذهبى در اوائل معرفة القراء ، به نقل از زركشى 1 : 242 - 243 . ( 47 ) ختم مصدر ختم است به معنى پايان بردن و به انجام رساندن و مهر كردن . « ختم القرآن » يعنى قرآن را به پايان رساند . از اينجاست كه استعاذه را « مختتم » قرآن مىگويند كه اختتام قرآن بدان است . « ختم اللّه على قلوبهم » ( 2 : 7 ) يعنى خداوند دلهايشان را مهر كرد . يا فرمود : « يسقون من رحيق مختوم . ختامه مسك ( 83 : 25 و 26 ) و شراب ناب سر به مهر بنوشانندشان ، كه به مشك مهر كرده‌اندش يا آخرش بوى مشك مىدهد » . انگشتر را از آن جهت « خاتم » مىگويند كه نامه‌ها را بدان مهر مىكردند تا افزون و كاستى در نامه پيدا نشود . به هر صورت ، ختم قرآن كارى عظيم و ستودنى مىنمود . چنان كه هنوز هم در ممالك اسلامى ، اين سنّت سنّيه مرسوم است . در جنوب عربستان كسى كه نخستين بار ، يكدورهء قرآن را خوانده ، برايش جشن مىگيرند و نام آن « ختم قرآن » است . اما در مكّه