منسوب به « لقيط إيادى » از شاعران عرب زمان انوشروان اين كلمه را باز گفتهاند « 2 » .
اما معروفتر مثل « صحيفة متلمّس » در تاريخ عرب پيش از اسلام است « 3 » كه هر نامهء شومى را بدان مثل مىزدند « 4 » .
مصحف ( به ضم و فتح و كسر ميم هم خوانده شده ) مجموعهء صحيفههاى نوشته شده است كه بين دو جلد قرار گرفته باشد ، گرچه گاهى هم صحف همين معنى را مىدهد ، و بعد اين كلمهء مصحف اسم قرآن مجيد قرار گرفته است « 5 » . اين كلمه براى عرب پيش از اسلام ناشناخته نبود . در اشعار زمان جاهليّت ، اسفار نصارا « مصاحف » ناميده شده است « 6 » .
به عقيدهء عدهاى از دانشمندان فن ، در ميان دانشمندان عرب مثل سيوطى و
هامش
( 2 ) لقيط از اعراب ساكن عراق و از قبيلهء اياد بود كه در زمان انوشروان راهزنى مىكردند و خراج نمىدادند . حتى كار به جائى رسيد كه كاروانى پادشاهى را غارت كردند . انو شروان لشكريانى چند براى سركوبى آنها فرستاد و آنها به جزيره نقل مكان كردند . لقيط اين شعر را خطاب به آنها فرستاد :« سلام فى الصّحيفة من لقيط * إلى من بالجزيرة من إياد
بأن الليث كسرى قد اتاكم * فلا يشغلكم سوق التّقاد . . . »( الشعر و الشعراء ابن قتيبه 97 به بعد ، اغانى 20 : 24 ، الاشتقاق : 168 ، المؤتلف : 175 : « معبد » ، ابن الشجرى : مختارات الشعراء 2 - 7 ، ترجمهء تاريخ يعقوبى 1 : 284 ) .Noldeke؛OrientandOccident . I،P، 807 .
( 3 ) جرير بن عبد العزّى ( يا عبد المسيح ) شاعر جاهلى ( متوفاى حدود 50 ق . ه . ) معروف به متلمّس در قصيدهاى عمرو بن هند پادشاه حيره ( تا سال 568 يا 569 م . ) را هجو كرد . پادشاه بعد نامهاى به دو داد كه به حاكم بحرين برساند . او در راه نامه را به كودكى داد كه خواند . معلوم شد نامه فرمان قتل خود او است . نامه را پاره كرد و گريخت به شام . از آنجا مثل « أشأم من صحيفة متلمّس » بر سر زبانها افتاد .
( تاريخ الادب بروكلمن 1 : 93 به بعد ، الاعلام 2 : 111 ) .
( 4 ) ديده شود سنن ابن ابى داود : زكات 24 ، مسند احمد بن حنبل 4 : 181 .
پس از اسلام هم مجموعهء احاديث ابو هريره ( م 58 ه . ) را كه همام بن منّبه ( 101 ه ) نقل كرده « صحيفهء ابو هريره » خواندهاند .
( 5 ) التراتيب الادرايهء كتانى 2 : 281 .
( 6 ) در يكى از اشعار منسوب به امرؤ القيس چنين آمده است :« أتت حجج بعدى عليه فأصبحت * كخط زبور فى مصاحف رهبان »( العقد الثمين : 161 ) حكيم بن عياش الاعور الكلبى نيز در سرزنش قوم مضر به علت وجود سجّاح مىگويد :« اتوكم بدين قائم و أتيتم * بمنتسخ الآيات فى مصحف طب »( تاريخ طبرى 1 : 1919 س 12 )