چند از آن را بر زبان مىآورند . اصول دين ، موازين اخلاقى ، روابط اجتماعى و سياسى و قضائى و اقتصادى ، احوال شخصى و حتى انديشه و گفتگو و رؤياى يك فرد مسلمان ، همه چيز زندگيش ، متكى بدين كتاب و تحت تأثير تعليم آن است و از آن سرچشمه مىگيرد .
اين خود قرآن است . در آن تحريف و دروغ و كاستى و افزونى از انسانها راه نيافته ، تخيّلات شاعرانه و خيالبافيهاى اديبانه و گرايشهاى مغرضانهء بشرى در آن نيست . اين وحى است و تنزيل . هدايت است و رحمت . امر است و نهى . . .
اختصاصى به انسانى خاص و امّتى مخصوص ندارد . جهان شمول است و گيتى فرا .
در هر زمان و مكان ، بهتر راهبر و راهنماست .
قرآن ، اساس جامعهء اسلامى است . پايهگذار تمدن اسلامى و منبع اولاى تشريع و فقه و منشأ تفكّرات و تدبّرات مذهبى است . چنان پايهاى از رفعت يافته كه معاندى سرسخت چون گلدزيهر يهودى ناچار از اعتراف مىگردد كه « تقدير و احترام قرآن را هيچ اثر ادبى ديگر در جهان بدست نياورده است » . « 10 »
هيچ كتاب دينى در جهان نيست كه چون قرآن تحريض بر علم و دانش اندوزى داشته باشد ، تكيه بر تقوا و فضيلت و كرامت انسانى بكند . با « اقرء » آغاز مىكند و در « كمال » به پايان مىبرد .
اين همه گفتگو از چيست ؟ از پيامى كه او براى انسانها دارد .
پيام قرآن ساختن انسان است .
انسانى كه از قيد تعلّقات مادّى وارسته باشد - انسانى برتر و آمادهء اداى امانت .
ساختن جامعهاى از بهترين انسانها و بهترين امّتها ، تا امانت الهى را به بهترين وجهى ادا نمايد . دعوت به خير و حق و هدايت است . امر به معروف و نهى از منكر است . به صبر و حق و رحمت وصيّت مىكند . با ظلم و تجاوز و گناه نبرد مىكند ، تا عدل و نيكى و رحمت ، و منزلت و كرامت انسانى ، صداقت و وفاء مستقر گردد و حكومت خلق كريم برقرار شود .
فواحش و منكرات ريشه كن باشد . زنجيرهاى جهل و ضلالت ، ستم و تباهى اخلاقى و اجتماعى و در يك كلمه « ظلمت » پاره گردد و هدايت به سمت عدالت و
هامش
( 10 ) العقيدة و الشريعة ، ص 41 .
01 .I .Goldziher،LeDogmeetLaLoideLIslam،P .25 .Paris، 1958 .