است ؟ خدا داند و بس . خردى كم ، بينشى نزديك ، كجا عظمت لا يتناهى را بشناسد ! اين كتاب رهبر و راهنماى سعادت است و نيكى . ميزان و معيار و ترازوى عدل است و زيبائى . راهنمائى است كه تا پايان زمان ، به خير و بركت راهبر است .
عجيب نيست كه قرآن در طى چهارده قرن و در قلمروى به وسعت مساكن مسلمانان در پنج قارهء جهان ، هزارها ميليون نفوس مسلمان را اين چنين به خود مشغول داشته است و اين طور مردم دانشمند و خطيب ، مصلح اجتماعى و فقيه ، سياسى و پژوهنده متوسّل بدين كتاب بوده و هستند . كتابى نيست در دنيا كه همچون قرآن مورد بحث و گفتگو قرار گرفته باشد . روزى نمىگذرد كه كتابى در اين باره نشر نيابد . قرنهاست كه دانشمندان بدين كتاب اشتغال دارند . كلمات و حروفش را شمردهاند . حروف با نقطه و بىنقطهاش ، كلمات كوتاه و بلندش ، كوتاهترين و بلندترين آيه يا حتى كلمه را ، خمس به خمس و عشر به عشر ، حزب به حزب و جزء به جزء را شماره و به دقّت تعيين كردهاند . جاى هر كلمهاى در هر آيه ، مورد بحثهاى مفصلى به بزرگى جلدهاى متعدّد كتابها قرار گرفته ، هر زير و زبرى از هر كلمهاى مورد هزارها بحث نحوى و صرفى و كلامى و فقهى و تفسيرى و . . .
بوده است . رسم الخط كلماتش بحثها داشته ، تدبّرات عقلى و شواهد اصولى و نظرى مايهء استنباط اصوليّون و پايهء علم اصول دين شده ، معانى خطابها و اقتضاى عام و خاص و نصّ و ظاهر و مجمل و محكم و متشابه و امر و نهى و نسخ و امثال آن ، مايهء اصول فقه گشته ، اساس حلال و حرام و ساير احكام فقهى از آن نشأت گرفته ، داستانها و قصهها كار مورخان شده ؛ موعظه و حكمت و تمثيل و وعد و وعيد و حساب و كتاب و عقاب و ثواب ، تنبّه و عبرت خطباء و واعظان را برانگيخته علم فرائض و مواقيت و معانى و بيان و بديع و امثال آن ، از اين كتاب سرچشمه گرفته است . خلاصه كنم ، هيچ كتابى در جهان ، به اندازهء قرآن مورد توجه و عنايت جامعهء بشرى نبوده و نيست . اضافه كنم كه به همين دليل ، هيچ كتابى در جهان ، در طول يك چنين دورهء دراز چهارده قرنى ، چنين مصون از دستبرد و تحريف نمانده و همين ، صدق كريمه است كه فرمود :
« إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ »
( 15 : 9 ) اين كتاب مقدس مسلمانهاست كه در همه جاى دنيا حضور دارند و هر روز آيتى