تكلم فرموده و خود نگهدار اوست . و اعتقاد ما اين است كه قرآنى كه خداوند بر پيامبر فرستاده ، همين است كه ميان دو جلد در دست مردم است . نه بيشتر از آن است و نه كمتر . و هر كس به ما نسبت دهد كه مىگوئيم بيش از اين بوده ، دروغ گفته است » . « 9 »
اين كلام خداست ، اين سخن پروردگار جهانيان است ، اين كتاب خداست و از ذات او تراوش كرده ، از مصدر جلال و عظمت كبريائيش بر مهبط وحى الهى نزول يافته ، بر دل پاكترين پاكان جهان نقش بسته و دو لب مبارك فرخندهاش بدان مترنّم گشته ، دل گروندگان حافظش شده و دست تواناى مؤمنان نقش نگار دفتر و ديوانش گشته ، مونس عزيز شبهاى دراز شب زنده داران كوى دوست بوده ، واسطه و راهنماى راز و نياز پرستندگان و راه گشاى دلدادگان طريقت حق بوده ، آشناى ذات او است و از او سرچشمه گرفته ، و اين خود او تعالى است كه حافظ و نگهبانش است .
كجا كوتاه خرد كج انديش متناهى مىتواند از اين درياى ناپيدا كنار نامتناهى ، از اين سرچشمهء صافى بركت كه به ازليّت پيوسته و با ابديّت همخو است ، از اين منبع فيضانى كه آبشخورش ذات پاك او است ، چيزى جز در خور عقل ناقص و خرد كم خود درك كند . متناهى كجا به نامتناهى ره برد ؟ هيهات ، هيهات .
گر بريزى بحر را در كوزهاى * چند گنجد ؟ قسمت يكروزهاى
پس ، آب كم جو ، تشنگىآور بدست * تا بجوشد آبت از بالا و پست .
كجا نقص مىتواند كمال را بيابد ؟
كجا زشتى خبر از زيبائى دارد ؟
كجا تاريكى و كورى معنى روشنى و نور را داند ؟
البته عقول بشرى در راه شناخت كلام خدا گامى برداشته و هر يك به فراخور حال خود از اين بىكران ناپيدا كنار خبرى گرفته ، اما هر كدام از ديد خود و به قدر فهم و درك خود از معشوق خبرى آورده و به قدر تشنگى از اين چشمهء صافى نوشيده ، ولى حقيقت او چيست و كنه اين حقيقت تا به كجا كشيده و رمز و سرّ اصلى كدام
هامش
( 9 ) اعتقادات صدوق 84 به بعد .