6 - نزول قرآن
معنى نزول قرآن
چنان كه اصفهانى « 1 » گفته : « اهل سنت و جماعت متفقّند كه كلام خداوندى منزّل است ، ولى در معنى انزال اختلاف دارند » . « 2 »
در كتاب و سنت ، فراوان پيش آمده كه از قرآن به كلمات نزول و انزال و تنزيل تعبير شده باشد . در لغت « نزول » به دو معنى آمده است : وارد شدن و جاى گير شدن در جائى كه متعدّى آن مىشود انزال . مثل :
« وَ قُلْ رَبِّ أَنْزِلْنِي مُنْزَلًا مُبارَكاً وَ أَنْتَ خَيْرُ الْمُنْزِلِينَ
( 23 : 29 ) و بگو خداى من ، فرود آور مرا فرودى مبارك ، كه تو بهتر فرود آورندگانى » .
اطلاق ديگرى نيز در لغت دارد و آن سراشيب شدن چيزى از بالا به پائين است .
مثل : « نزل فلان من الجبل » فلان از كوه پائين آمد . متعدى آن معنايش حركت دادن و فرود آوردن است . مثل :
« أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً »
( 2 : 22 ) .
اما در قرآن مجيد ، جز آن دو معناى لغوى كه گذشت ، نزول به معانى ديگر نيز به كار رفته است : مهيا كردن و آماده گردانيدن ؛ چنان كه فرمود :
« وَ أَنْزَلْنَا الْحَدِيدَ »
( 57 : 25 ) و آفريدن :
« وَ أَنْزَلَ لَكُمْ مِنَ الْأَنْعامِ ثَمانِيَةَ أَزْواجٍ
( 39 : 6 ) و براى شما هشت جفت چارپا آفريد » .
بىگفتگو هيچيك از معانى لغوى در خور و سزاوار نزول قرآن نيست . چه ، لازمهء اين معانى جسم بودن و جاى گرفتن در مكانى است ، و قرآن جسم نيست كه در مكانى قرار گيرد و يا از بالا به پائين فرو فرستاده شود . معنى نزول آن نيست كه فرشته با بالهائى چون پرندگان نامه بر از آسمان فرود آيد و نامهاى همراه آورد و تقديم كند ،
هامش
( 1 ) محمد بن بحر ، ابو مسلم ، از مفسران معروف معتزلى ( م 322 ه . ) و صاحب تفسير جامع التأويل .
( 2 ) اتقان : نوع 16 ، المسألة الثانيه .