تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ قرآن ( فارسى ) — صفحة مقدمه 13

مساهمون:

صمقدمه ١٣
مشرك نبود . شرك را از ابراهيم مىزدايد تا مبادا يهود ، كلمهء حنيف را به معنى مشرك بر عرب تحميل كند . بدين سان ، ابراهيم سر سلسلهء پيامبران و بنيانگذار يكتاپرستى اعلام مىشود . او است كه كعبه را مىسازد و صلاى دعوت يكتاپرستى در مىدهد . پيروى از او و بر دين او بودن نه يهوديت است و نه مسيحيّت . قبلهء او از آغاز كعبه بود و روش او يكتاپرستى . نكتهء مهم اينكه تنها ، ذريّهء اسماعيل كه پيامبر گرامى از آن سلاله است آل ابراهيم خوانده شده و به فضيلت تنزيل كتاب و حكمت افتخار يافته است . اين سخن را داشته باشيد تا بعد به متن كتاب برسيم و به هر صورت ، جاى آن داشت كه مفصل تر از اين در متن مورد بحث قرار مىگرفت . اين را هم اضافه كنم كه از اين قبيل موارد كم داريم و عمده به دليل وجود همين مورد بود كه مايل بودم مستدركى بر كتاب افزوده شود كه براى احتراز از افزون حجم بسيار از آن چشم پوشيد . تلاشى شد كه تا حدّ مقدور كتاب ساده نوشته شود تا دست كم براى آنها كه به مبادى اسلام آشنايى دارند در خور فهم باشد . بدين جهت تا جايى كه مقدور بوده بحثهاى مفصّل علمى مختصر شده و ساده بيان گرديده است . اما تكيهء اساسى مطلب بر تتّبع است و گاهى كه لازم مىنموده تحقيقى هم شده است . هر نكته تا جاى ممكن تتبع شده و همه منابع جستجو شده و پاره‌اى جاها دست به پژوهشى هم زده و يا آن را به جاى مناسبتر خود واگذاشته است . شماره‌هايى كه در متن كتاب و هماهنگ با حروف متن چاپ شده ، شمارهء سوره‌ها و آيات قرآن مجيد است . يعنى شماره‌اى كه قبل از : قرار گرفته شمارهء سوره و شمارهء بعد از : شمارهء آيه و يا آيات آن سوره است . شمارهء آيات نيز بر حسب قرائت عبد الرحمن سلمى كوفى انتخاب شده است . علت اصلى اينكه به جاى نام سوره به ذكر شمارهء سوره اكتفا شده آن است كه بسيارى از موارد براى يك سوره نامهاى مختلفى ذكر مىشود كه گاهى اين نامها از ذهنها خيلى دور مىنمايد . گذشته از آن نام سوره جاى دقيق سوره را بعضى از مواقع فورى بذهن نمىرساند . اين است كه براى احتراز از هر نوع ابهامى و براى آسانتر بودن كار ، ثبت شمارهء سوره‌ها را برگزيد . ضمنا مواردى كه در متن و يا حواشى نامى به فارسى يا عربى يا لاتينى به اختصار ياد شده ، آن علامت اختصارى و نام كامل آن را در كتابنامه مىتوان يافت . حال آنچه مىماند ، سپاس و تشكر و ستايش است . كسى كه پاس مردم را ندارد چگونه اجازه يابد كه پاس خداى را گزارد ؟ در اينجا بىاختيار به ياد علامهء فقيد مأسوف عليه مرحوم سيد محمد فرزان طاب ثراه مىافتم و دلى پر درد مىيابم . خداى بر درجاتش