دانشمندان ( كثّر اللّه امثالهم ) اختلاف نظرى داشته باشد . آنچه از نظر نويسنده مسلّم است تسليم محض و مطلق به واقعيّات و حقايق است . اگر برداشت نويسنده با پارهاى نظريات ديگر اختلاف داشته باشد ، اين امر بستگى به بررسى مقدمات و متونى داشته كه در دسترس بوده و به تبع برداشتى كه داشته بدين نتايج رسيده است . اگر اختلافى هست در بحث و كنكاش باز است و كار پژوهشگر نيز همين است . در موردى كه دستور صريحى نيست و امرى قطعى و حتمى نمىنمايد ، جاى بحث و استدلال هست ، رأى است و نظر . تنها چيزى را كه اطمينان مىدهد دورى از تعصّب و خامى است ، دورى از خود خواهى و خودبينى است .
هر امرى كه طبق مقدمات و مبانى شرعى و عقلى به اثبات رسيد ، طبيعى است كه بايد مطاع و متّبع باشد .
به دنبال اين سخن ، مسألهء منابع پيش مىآيد . سعى فراوان شده كه در اين كار بر اسناد و مدارك متقنى تكيه داشته باشد و سند هم هر چه قديمىتر باشد مطلوبتر است .
اين است كه در استفاده از اسناد متقن ، خواه مربوط به برادران اهل تسنّن باشد و خواه در ارتباط با علماى اعلام اهل تشيّع باشد ، كوتاهى نشده است . البته چنان كه روشن است تكيه اولى بر قرآن است و پس از آن سنّت و تاريخ قرار گرفته و بعد همه عقل و درايت مطرح است . تلاش شده كه تا حدّ مقدور در كمال بىطرفى از قديمىترين و محكمترين مدرك سخن به ميان آيد و اسناد موجود در محك نقد و آزمايش قرار گيرد . و منابع ، روشن و قابل اعتماد ، دست اول و مستقيم باشد تا نتايج بدست آمده در خور اطمينان و وثوق گردد .
و به هر حال ، سخنى بىمدرك و مأخذ گفته نشود . اگر هم گاهى با اعتماد به بعضى از كتب و به ندرت منبعى از آنها نقل شده ، فقط به علت اعتماد بدان كتب و عدم دسترسى به منبع اصلى بوده است . و چون مواردش معدود است اميد دارد كه از اين راه زيانى رخ ننموده باشد .
ممكن است گفته شود : چرا بعضى از موارد هست كه فقط به نقل اقوال مختلف در آن موارد اكتفاء شده و نتيجهگيرى قطعى نشده و بحث بىنتيجهء روشن مانده است ؟ مثلا در تولد و يا بعثت رسول خدا ( ص ) اقوال مختلفى نقل شده است . ممكن است نقل اين نظرهاى مختلف احيانا ايجاد اخلالى در ذهنى بكند . روشن است كه چنين نيست . زندگى و سيرهء رسول خدا يكى از روشنترين حوادث تاريخى جهان است و كمتر زندگىنامهاى حتى به روزهاى معاصر ، اين چنين دقيق و مرتب تنظيم شده است . در اين مورد هم مذاهب مختلف اسلامى با استناد به متون معتبرى كه داشتهاند هر يك به نتيجهاى رسيدهاند . مثلا روزى را براى تولد و يا مبعث رسول خدا تعيين كردهاند و آن روز را به ياد پيامبر خدا گرامى مىدارند .
اين روز معيّن از نظر آنها قطعى و مسلّم است . در مورد پيامبر گرامى ما كه واقعيات تاريخى و حوادث ، روشن و قطعى است ، اما اگر همچنين روزى ( مثل روز تولد حضرت عيسى مسيح ع )
تاريخ قرآن ( فارسى ) — صفحة مقدمه 11
مساهمون: محمود راميار
صمقدمه ١١