كاملا فرضى بود باز جاى بحث زيادى نداشت . همين قدر كه روزى را به ياد و نشان آن واقعه معيّن كرده و آن را گرامى مىدارند كافى است . خواه واقعا حادثه در آن روز معيّن اتفاق افتاده باشد و يا چند روز پس و پيش از آن باشد . اين پس و پيشى در خود حادثه و بزرگداشت آن تأثيرى ندارد . آنچه مهمّ است همان بزرگداشت و ياد بود است و بس . حالا چه فرقى مىكند كه تولد رسول خدا مثلا هفدهم ربيع الاول و يا دوازدهم همان ماه جشن گرفته شود . به هر حال ياد بودى از گرامى خاطرهاى است در تاريخ ، و بزرگداشتى از رسالتى عظيم و هدايتى روشن . و چه بهتر كه سراسر دوازدهم تا هفدهم را گرامى بداريم و به اخلاق حسنهء آن بزرگوار تشبّه جوييم . نقل اقوال مختلف در اين زمينهها تنها براى آگاهى است و تأثيرى در اعتقاد ندارد .
بله ! جايى هست كه كاش در متن كتاب توضيح بيشترى داده مىشد و اساس مطلب را بهتر و روشنتر باز مىگفت و آن در مورد حنيف و حنيفيّت است . اساس گفتگو بر سر حنيف اين است كه يهود به پيروى از اصطلاح سريانى اين كلمه ، قبايل مشرك عرب را حنيف مىخواند و حال آنكه در لغت عرب ، حنيف پاك دين و متمايل به دين حق معنى مىداد .
يهوديان همه جا با پيامبر اكرم در ستيز بودند و اين ستيزهگرى آنها بر سر ابراهيم و صفت حنيف بودن او اوج مىگرفت . موارد محاجّه و ستيزهگرى آنها بر اين اساس دور مىزد كه اگر چنانچه ادعاء داريد پيرو ابراهيم هستيد ، او از ماست و همان است كه ما مىگوييم . چرا قبلهء او را ترك كردهايد و سنن او را مهجور داشتهايد ؟ مثلا روزى پيامبر اكرم به بيت - المدراس ( محل تدريس تورات ) در مدينه وارد شد و يهود را به اسلام دعوت فرمود . يكى از يهوديان پرسيد : تو خود بر چه دينى هستى ؟ فرمود : بر ملّت ابراهيم و دين او گفتند :
ابراهيم كه يهودى بود ! فرمود : بياوريد تورات را تا ميان ما و شما « داور » باشد . اما آنها نپذيرفتند و حاضر به حكميّت تورات هم نشدند .
يهود خود را از سلالهء يعقوب ( اسرائيل ) مىدانست . دوازده سبط ( قبيلهء ) يهود از 12 فرزند يعقوب نسب مىبرد . و حال يكباره ابراهيم را ، يعنى نياى بزرگ يعقوب را كه در كتابشان پدر عالى و بعد پدر جماعت بسيار ناميده شده ، مىخواست پيرو يعقوب ( اسرائيل ) بگرداند ! ابراهيم نزد آنها پيامبر و بنيانگزار يكتاپرستى نيست و اضافه بر آن صفت حنيف بودن او را كتمان مىداشتند .
قرآن به صراحت اعلام مىدارد كه حنيف كسى است كه نه يهودى و نه مسيحى است و در پرستش خداى يكتا مخلص و يكرو است و اين معنى با آنچه يهود مىپرداخت تضادى آشكار داشت . قرآن بارها و بارها تأكيد دارد كه ابراهيم حنيف بود و مخصوصا از مشركان نبود . معنى شرك را كه در كلمهء حنيف وارد كرده بودند از آن مىزدايد و همان معنى اصيل دورى از گناه و پاكيزه جويى را بدان برمىگرداند و همه بر اين نكته تكيه بود كه ابراهيم
تاريخ قرآن ( فارسى ) — صفحة مقدمه 12
مساهمون: محمود راميار
صمقدمه ١٢