كوتاهى و لغزشى كه به نظرش رسيده با دنيايى خلوص و وارستگى انگشت تأمل و پرسش بر آن نهاده ، از آن بزرگوار مردى كه ناشناخته نامهاى بلند و عالى ، اما بىنام و نشان با دعاى خيرى گرم و از دل برخاسته ، به ناشر داده و رفته و از تك تك حرفهاى آن نامه نور ايمان و اعتقاد تجلى مىكند ، از آن پيام دهندهء نام نهفتهاى كه از سر اخلاص و درد پيام محبّت فرستاده ، و از آن شناساى معرفت و دانش كه از سراپاى سخنش گرمى و محبت مىتراود ، . . . و بالاخره از آن خوانندهء مهربانى كه در دل خود دعاى خيرى بدرقهء راه مىكند . . .
. . . از همهء اينها تشكر و سپاس بىنهايت است . همهء احترام و تجليل و سپاسگزارى به حضورشان تقديم مىشود . همين محبت بىريا ، همين خلوص و اعتقاد و ايمان است كه زاد راه مىگردد و تن خسته و روان كوفته و دل پر درد را مرهم درد مىنهد و وا مىدارد كه راه دراز سنگلاخ را با نيرويى پر توان بپيمايد .
اميد كه اين بار نيز آن دعاى خير و از دل برخاستهء آن رهرو راه عزت و سلامت ، راه شرف و اعتقاد ، بدرقهء راه گردد . شايد كه موجبى براى جلب عنايت خدايى و تفضّل الهى پديدار شود و از بركت آن ، راه نيمه رفته چند گامى ديگر نيز پيموده شود . بمنّه و كرمه .
رَبَّنا لا تُزِغْ قُلُوبَنا بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَنا وَ هَبْ لَنا مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً إِنَّكَ أَنْتَ الْوَهَّابُ
.
آل عمران 8 .
محمود راميار تيرماه 1362 شوال 1403