جواب پرسش داده شود .
2 ) وحى در حالات مختلف فرود مىآمد . وقتى او سوار بود « 33 » و يا مشغول سرشوئى بود كه زنى از زوجش شكايت مىكرد « 34 » . در حالى كه مشغول غذا خوردن بود و استخوانى بدست داشت « 35 » و يا بر فراز منبر بود « 36 » .
چنين نبود كه هر وقت پيامبر انتظار دارد همان موقع وحى نازل شود . بسيارى از اوقات وحى بر خلاف انتظار رسول اكرم ، و يا در جهت عكس خواستهء او بود يا رأى شخصى او را تخطئه مىكرد . حتى گاهى چيزى را كه او از روى نظر شخصى بر خود روا نداشته بود ، وحى مجاز مىشمرد ؛ مثلا :
« لِمَ تُحَرِّمُ ما أَحَلَّ اللَّهُ لَكَ
( 66 : 1 ) چرا آنچه خداوند حلال كرده بر خود حرام كردى ؟ » مثل اين كه پيامبر عهد كرده بود كه به زوجهاش ماريه نزديك نشود و يا اين كه ديگر عسل نخورد . كه بازخواست مىشود چرا بايد حلال را بر خود حرام كنى ؟
اگر هم اشتباهى پيش مىآمد و يا توطئهاى در كار بود ، بلافاصله آيت قرآن به دو اخطار مىكرد و او را از لغزش بازمىداشت . نمونهء آن داستان « بنى ابيرق » است كه در دزدى زرهى دست داشتند و با جنجال مىخواستند گناه را به گردن ديگرى بيندازند . حتى پيامبر « قتادة بن نعمان » را كه عزيز و بدرى هم بود و شكايت دزدى او پيش پيامبر برده بود ، سرزنش كرد ، كه آيه آمد :
« وَ لا تَكُنْ لِلْخائِنِينَ خَصِيماً
( 4 : 105 ) و نيايد كه به سود خيانتكاران به خصومت برخيزى » .
وحى در هر لحظه و مكانى ممكن بود پيش آيد . ثلثى از شب مانده بود كه دربارهء سه نفرى ( مرار و هلال و كعب ) كه ( از توبه و يا جنگ تبوك ) تخلّف ورزيده بودند ، آيهء 118 سورهء توبه نازل شد « 37 » . در ميان ياران بود كه حال اغماء و خواب دست داد و سورهء كوثر نزول يافت « 38 » . اينها نمونههائى بود كه تفصيل آن را در كتب
هامش
( 33 ) تفسير طبرى 26 : 39 .
( 34 ) تفسير طبرى 18 : 2 ، تبيان 2 : 659 ، صافى 524 ، فخر رازى 8 : 148 ، بيضاوى 2 : 502 .
( 35 ) احمد 6 : 56 .
( 36 ) ايضا 3 : 21 .
( 37 ) مجمع البيان 3 : 78 ، تبيان طوسى 1 : 864 ، امام فخر رازى 4 : 757 ، بيضاوى 1 : 524 .
( 38 ) مسلم : صلاة 53 ، ابو داود : سنّة 23 ، احمد 3 : 23 .