در سراسر سوره ، چندين فعل مجهول را به فعل معلوم ترجمه كردهاند ، مانند :
سُيِّرَتْ
:
برفتن آيند ؛
سُجِّرَتْ
: به جوش آيد . . . اما ملاحظه مىشود كه مترجم دوم ، در مقابل همه ، صيغه جمع با فاعل نامعين نهاده و بدينسان به اصل نزديكتر شده است .
اينك لازم است به اين نكته اشاره كنيم كه نسخه بدلهاى ترجمه و تفسير رسمى غالبا صحيح و مطابق با ترجمههاى ديگر است :
آيهء 2 . چون ستاره تيره گردد و فرو ريزد .
آيهء 3 . و چون كوهها برانند .
آيهء 4 . چون شتر ده ماهه آبستن بگذارند .
آيهء 5 . و چون ددگان برانگيزند .
آيهء 6 . چون درياها بجوشانند و بتفسانند .
آيهء 7 . چون زنده گور كرده را بپرسند .
آيهء 11 . چون آسمان را بياهنجند .
عين اين ملاحظات را دربارهء بسيارى از سورههاى ديگر مىتوان تكرار كرد . مثلا ترجمهء سورهء طارق در متن تفسير رسمى ، سخت نامعهود و شگفت است ، اما آنچه در حاشيهء كتاب آمده ( نسخه بدلها ) ، تقريبا هميشه با ترجمهء قرآن شمارهء 4 برابر است .
حال اين امر مسلم مىشود كه تفسير بزرگ سخت نيازمند چاپ علمى جديدى است ؛ نيز اين سؤال مطرح مىگردد كه آيا ترجمهء قرآن شمارهء 4 ، همان ترجمهء رسمى نيست كه از درون يكى از نسخ كهن تفسير بزرگ استخراج شده و در كنار آيات قرآن كريم جاى گرفته ؟ حتى اگر اين امر مسلم نگردد ، باز لازم است در تصحيح مجدد ترجمهء رسمى ، از آن استفاده كامل برده شود .