تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ترجمه از عربى به فارسى ( از آغاز تا عصر صفوى ) ( فارسى ) — صفحة 79

مساهمون:

ص٧٩
با هيچ‌يك از معانى مذكور در تفاسير سازگار نيست . جالب توجه آنكه بيشتر معانى اين كلمه در درون تفسير بزرگ آمده است . با اين همه شايد ، جملهء منفى « ميان تهى نيست » معنى اثباتى شديدى داشته و در آن روزگار ، از آن مردى نيرومند و بىهمتا - كه بخشى از معناى صمد است - اراده مىكرده‌اند . مترجم قرآن شمارهء 4 كه اين معادل‌يابى را نمىپسنديده ، معروفترين معنى صمد را كه « مورد نياز همگان » است به جايش نهاده است .
فَلَأُقَطِّعَنَّ أَيْدِيَكُمْ وَ أَرْجُلَكُمْ مِنْ خِلافٍ
( طه / 71 ) : ترجمهء رسمى ، 4 / 992 ؛ رجائى ، معرفى ، 97 : الف - هر آينه ببرم دستهاى شما و پايهاى شما از فاوا ، يعنى چپ و راست . ب - ببرم دستهاى شما و پايهاى شما از ناهموارى . معلوم نيست كه اگر در ترجمهء رسمى ، لفظ « فاوا » ( يا فادوا ) رايج و آشنا بوده ، چرا ناچار شده‌اند آن را توضيح دهند . در هر حال مترجم دوم ، آن را نمىشناخته و به جايش « ناهموارى » گذاشته كه معناى روشنى ندارد . وى همين كلمه را در ترجمهء همين اصطلاح قرآنى در جاى ديگر ( اعراف / 124 ) تكرار كرده ، اما مترجمان تفسير بزرگ ، عين كلمهء عربى
( مِنْ خِلافٍ )
را آورده‌اند . از اين‌گونه ، مىتوان صدها مثال آورد . ما در اينجا به ذكر چند كلمهء ديگر بسنده مىكنيم ( ترجمهء اول از آن تفسير بزرگ و ترجمهء دوم ، از آن قرآن شماره 4 است . براى گريز ، از اطاله ، از ذكر صفحات خوددارى مىكنم ) :
كَعَصْفٍ مَأْكُولٍ
( فيل / 5 ) : خورشى كه سگ خورده - برگ ميان خورده .
مُفْتَرَياتٍ
( هود / 12 ) : فرابافتها - از خويشتن ساخته .
الْمُبَذِّرِينَ
( اسرى / 27 ) : نفقه‌كنان اندر معصيت - پراكنيدگان يعنى بناشايست .
الْمَرْعى
( اعلى / 4 ) : چراستان - گياخوار .
مَساجِدَ
( توبه / 18 ) : مزگتها - مسجدها
وادٍ
( شعراء / 225 ) : رودكده - كويه .
لِأَنْفُسِكُمْ
( اسراء / 7 ) : تنهاى شما - تنهاى خويش . در ترجمهء رسمى تقريبا هميشه ضمير متصل كم به « شما » ترجمه شده و در قرآن شمارهء 4 ، به « خويش » .