الف - و آسمانها در پيچيده براست او .
ب - و آسمانها نوشته گردد بسوگند او .
ترجمهء كتاب نخست ، همان معنايى است كه در همهء تفاسير عمده آمده است ( مثلا نك : دهها روايتى كه طبرى ، متن عربى 11 / 17 - 19 ) ، آورده و ترجمهء قرآن شمارهء 4 ، شايد براساس برداشت يكى از مذاهب بوده است .
فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَ انْحَرْ
( كوثر / 2 )
ترجمهء رسمى ، 7 / 2065 ؛ رجائى ، معرفى ، 104 :
الف - نماز كن خداى خويش را و دست راست بر دست چپ نه .
ب - نماز عيد كن مر خداوند خويش را و اشتر قربان كن .
از دهها روايتى كه طبرى در تفسير خود ( متن عربى ، 30 / 210 - 213 ) آورده ، تعدادى در تأييد معناى اول ، و تعدادى نيز در تأييد معناى دوم است . اما مترجم قرآن شمارهء 4 ، شايد به سبب وابستگى به مذهبى خاص ، معنى دوم را ترجيح داده است .
ذلِكَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّيسِينَ وَ رُهْباناً وَ أَنَّهُمْ لا يَسْتَكْبِرُونَ
( مائده / 82 ) .
ترجمهء رسمى ، 2 / 422 ؛ رجائى ، معرفى ، 62 :
الف - و آن بدان كه آن از ايشان مهترانند و خداوندان زهد و ايشان نه بزرگمنشى كنند .
ب - آن به آنست كه از ايشان زيركانند و خدا ترسانند و ايشان بزرگمنشى نكنند .
كوششى كه مترجم دوم براى اصلاح ترجمهء قسيسين و رهبان و تغيير « مهتر » و « خداوند زهد » به الفاظى رساتر كرده ، به نتيجهء قانعكنندهاى نرسيده است ، زيرا او نيز با ترجمهء اين دو لفظ به « زيرك و خداترس » ، به كلى بار تاريخى - دينى - اجتماعى آنها را از ميان برده است .
اللَّهُ الصَّمَدُ
( اخلاص / 2 ) .
ترجمهء رسمى ، 7 / 2076 ؛ رجائى ، معرفى ، 76 :
الف - خداى صمد ، يعنى ميان تهى نيست .
ب - خدا است همه را بوى حاجت است .
مترجمان تفسير بزرگ ، نخست ناچار شدهاند ، اصل كلمهء صمد را تكرار كنند و سپس توضيحى براى آن بياورند . اما توضيح آنان امروز به نظر ما شگفت مىآيد و ظاهرا