تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ترجمه از عربى به فارسى ( از آغاز تا عصر صفوى ) ( فارسى ) — صفحة 78

مساهمون:

ص٧٨
الف - و آسمانها در پيچيده براست او . ب - و آسمانها نوشته گردد بسوگند او . ترجمهء كتاب نخست ، همان معنايى است كه در همهء تفاسير عمده آمده است ( مثلا نك : دهها روايتى كه طبرى ، متن عربى 11 / 17 - 19 ) ، آورده و ترجمهء قرآن شمارهء 4 ، شايد براساس برداشت يكى از مذاهب بوده است .
فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَ انْحَرْ
( كوثر / 2 ) ترجمهء رسمى ، 7 / 2065 ؛ رجائى ، معرفى ، 104 : الف - نماز كن خداى خويش را و دست راست بر دست چپ نه . ب - نماز عيد كن مر خداوند خويش را و اشتر قربان كن . از دهها روايتى كه طبرى در تفسير خود ( متن عربى ، 30 / 210 - 213 ) آورده ، تعدادى در تأييد معناى اول ، و تعدادى نيز در تأييد معناى دوم است . اما مترجم قرآن شمارهء 4 ، شايد به سبب وابستگى به مذهبى خاص ، معنى دوم را ترجيح داده است .
ذلِكَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّيسِينَ وَ رُهْباناً وَ أَنَّهُمْ لا يَسْتَكْبِرُونَ
( مائده / 82 ) . ترجمهء رسمى ، 2 / 422 ؛ رجائى ، معرفى ، 62 : الف - و آن بدان كه آن از ايشان مهترانند و خداوندان زهد و ايشان نه بزرگ‌منشى كنند . ب - آن به آنست كه از ايشان زيركانند و خدا ترسانند و ايشان بزرگ‌منشى نكنند . كوششى كه مترجم دوم براى اصلاح ترجمهء قسيسين و رهبان و تغيير « مهتر » و « خداوند زهد » به الفاظى رساتر كرده ، به نتيجهء قانع‌كننده‌اى نرسيده است ، زيرا او نيز با ترجمهء اين دو لفظ به « زيرك و خداترس » ، به كلى بار تاريخى - دينى - اجتماعى آنها را از ميان برده است .
اللَّهُ الصَّمَدُ
( اخلاص / 2 ) . ترجمهء رسمى ، 7 / 2076 ؛ رجائى ، معرفى ، 76 : الف - خداى صمد ، يعنى ميان تهى نيست . ب - خدا است همه را بوى حاجت است . مترجمان تفسير بزرگ ، نخست ناچار شده‌اند ، اصل كلمهء صمد را تكرار كنند و سپس توضيحى براى آن بياورند . اما توضيح آنان امروز به نظر ما شگفت مىآيد و ظاهرا
تاريخ ترجمه از عربى به فارسى ( از آغاز تا عصر صفوى ) ( فارسى ) — صفحة 78 | آذرتاش آذرنوش