3 . سومين اقدام مترجم قرآن شمارهء 4 ، همانا تصحيح ترجمههايى است كه اينك به نظر ما ، نادرست مىآيد ، و در تفاسير بزرگ ، به خصوص تفسير طبرى ، هيچ تفسير و تأويلى كه آن ترجمه را به نحوى تأييد كند نمىيابيم ، و نيز ، كلمات و تركيبات فارسى آن هم چنان است كه نمىتوان پنداشت در آن روزگار ، به معنايى غير از آنچه امروز مىشناسيم آمده است .
اينگونه ترجمهها كه ما - شايد به گستاخى و ستم - نادرست مىخوانيم ، بيشتر در سورههاى مكى به چشم مىخورد كه بر انبوهى كلمهء شگفت و پرطنين و پرعظمت ، با معانى فراگير و دستنايافتنى شاملاند . گويى همين ابهام كه در ذهن مفسّران و مترجمان پديد مىآمده ، موجب مىشده است كه مترجمان تفسير بزرگ نيز براى خود آزادى بيشترى قايل شوند و از آوردن معانى بعيد بيمى به دل راه ندهند ؛ نيز در همين موارد است كه اختلاف آشكارى ميان دو ترجمه به چشم مىخورد .
شايد يكى از روشنترين نمونهها ، ترجمه سورهء تكوير باشد . ما در مقابل آيات برگزيده از اين سوره ، نخست ترجمهء رسمى ( 7 / 1990 - 1992 ) و سپس ترجمهء قرآن شمارهء 4 رجائى ، معرفى ، 217 را مىنهيم :
آيهء 2 .
وَ إِذَا النُّجُومُ انْكَدَرَتْ
: چون ستارگان بپراكنند - چون ستارگان تيره گردد و بريزد .
آيهء 3 .
وَ إِذَا الْجِبالُ سُيِّرَتْ
: و چون كوهها برفتن آيند - و چون كوهها برانند .
آيهء 4 .
وَ إِذَا الْعِشارُ عُطِّلَتْ
: و چون اشتران بچه بيوكنند - و چون اشتر ده ماهه آبستن را بگذراند .
آيهء 5 .
وَ إِذَا الْوُحُوشُ حُشِرَتْ
: و چون ددگان را گرد كنند - و چون ددگان برانگيزند .
آيهء 6 .
وَ إِذَا الْبِحارُ سُجِّرَتْ
: و چون درياها به جوش آيد - و چون درياها را بجوشانند و بيفشانند ( شايد : بتفسانند ) .
آيهء 8 .
وَ إِذَا الْمَوْؤُدَةُ سُئِلَتْ
: و چون اطفال را بپرسند - و چون زنده بگور كرده را بپرسند .
آيهء 11 .
وَ إِذَا السَّماءُ كُشِطَتْ
: و چون آسمان پارهپاره شود - و چون آسمانها بياهنجند .
معادلهاى « بپراكنند » براى
انْكَدَرَتْ
، « گرد كردن » براى
حُشِرَتْ
، « اطفال » براى
الْمَوْؤُدَةُ
و « بچه افكندن » براى
عُطِّلَتْ
به راستى غريب مىنمايد و مترجم دوم همهء آنها را به آنچه معمول و معروف است بازگردانده است .