تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ترجمه از عربى به فارسى ( از آغاز تا عصر صفوى ) ( فارسى ) — صفحة 77

مساهمون:

ص٧٧
ب - آنكسها كه بگرويدند بناپيدايى .
مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْتَرِي لَهْوَ الْحَدِيثِ لِيُضِلَّ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ
( لقمان / 6 ) . ترجمهء رسمى ، 5 / 1407 ؛ رجائى ، معرفى ، 60 : الف - از مردمان هستند كه بخرند بازى حديث تا گم گردند از راه خداى . . . بجز دانش . ب - كس است كه بخرد بيهوده سخن تا گم گرداند از راه خداى . . . بىدانش . مترجم ، در سه مورد ترجمهء رسمى را اصلاح كرده است : 1 . « بازى حديث » را كه معناى روشنى دربر ندارد ، به معادل نسبتا خوب « بيهوده سخن » تغيير داده است ، 2 . فعل لازم « گم گشتن » را به حق ، متعدى ساخته ، 3 . تركيب غريب « بجز دانش » را كه بارها در ترجمهء رسمى تكرار شده به « بىدانش » اصلاح كرده است .
ثُمَّ لْيَقْضُوا تَفَثَهُمْ وَ لْيُوفُوا نُذُورَهُمْ وَ لْيَطَّوَّفُوا بِالْبَيْتِ الْعَتِيقِ
( حج / 29 ) . ترجمهء رسمى ، 4 / 1056 ؛ رجائى ، معرفى ، 91 : الف - پس گو بازگزارند سنت حج‌شان ، گو تمام بجا آرند نذرهاشان و بگو تا طواف ب - بازبگزارند حاجت خويش را ، يعنى بسترند سرها و تمام كنند پيمانهاى خويش و الف ( دنبالهء آيه ) - كنند بگرد خانهء كعبه و آزاد . ب ( دنبالهء آيه ) - طواف كنند بخانهء كنانهء آزاد كرده . مترجم ، « سنت حج » را در مقابل التفث نپسنديده و به جاى آن « حاجت » نهاده . راست است كه آن انتخاب ، بسيار گنگ و نارسا و احيانا غلط بوده ، زيرا تفث ظاهرا معنايى جز « چرك » ندارد ، اما انتخاب دوم هم دردى را دوا نكرده و از معناى اصلى كلمه باز هم دور تر شده . به همين جهت است كه مترجم ، به خلاف شيوهء معمول خود ، ناچار گرديده آن را با عبارتى اضافى ، توضيح دهد . اصلاح دوم ، نهادن « پيمان » به جاى « نذر » است . در اصلاح سوم كه مربوط به ترجمهء
بِالْبَيْتِ الْعَتِيقِ
است كار عمده‌اى صورت نگرفته و هردو ، براساس برخى تفاسير ، عتيق را آزاد شده ترجمه كرده‌اند و به معنى « كهنه » كه بعدها رواج بيشترى يافت عنايتى نداشته‌اند .
وَ السَّماواتُ مَطْوِيَّاتٌ بِيَمِينِهِ
( زمر / 67 ) . ترجمهء رسمى ، 50 / 1578 ؛ رجائى ، معرفى ، 95 :