تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ترجمه از عربى به فارسى ( از آغاز تا عصر صفوى ) ( فارسى ) — صفحة 69

مساهمون:

ص٦٩

گفتار چهارم ترجمه‌اى قديم از قرآن كريم

نخست در راهنماى كتاب ( 1348 ) و سپس در يغما ( 1348 ) و آن‌گاه در « مجموعهء كمينه » ( 1354 ) و سرانجام در هزار سال تفسير ، ص 182 به بعد منتشر شده است . اين ترجمه كه بيش از چند صفحه از آن به جاى نمانده نيز مانند قرآن كوفى ، چيزى جز نسخهء ديگرى از ترجمهء قرآن ، در كتاب معروف به ترجمهء تفسير طبرى نيست ؛ اين كتاب نيز تنها به كار چاپ مجدد ترجمهء رسمى مىآيد و بس . اندك اختلافى كه ميان اين كتاب و نسخه‌هاى مختلف ترجمهء رسمى به چشم مىخورد ، از حد اختلاف نسخه در نمىگذرد . با اين همه گاه كلمات و عباراتى در اينجا هست كه در آن نسخه‌ها يافت نمىشود . اين امر را دو علت ممكن است : يا نسخه‌هاى ديگرى از ترجمهء رسمى وجود داشته كه اينك ديگر شناخته نيست ، و يا اين ناسخ نيز مانند ناسخان ديگر گاه به ميل خود ، و يا به قصد اصلاح يا تبيين متن ، چيزهايى به آن افزوده است . اين نكات در مقايسه‌هايى كه اينك انجام مىدهيم آشكار مىشود : الف - ترجمهء قديم ، در هزار سال تفسير ، ص 182 به بعد ، ب - ترجمهء رسمى ، 3 / 739 به بعد . آنچه از متن نقل مىشود با علامت ( م ) و آنچه از نسخه بدلها نقل مىشود با علامت ( ح ) مشخص گرديده . يوسف ، آيهء 8 .
إِذْ قالُوا لَيُوسُفُ وَ أَخُوهُ أَحَبُّ إِلى أَبِينا مِنَّا
الف - چون گفتند يوسف و برادر وى دوست‌تراند به پدر ما از او .
تاريخ ترجمه از عربى به فارسى ( از آغاز تا عصر صفوى ) ( فارسى ) — صفحة 69 | آذرتاش آذرنوش