تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ترجمه از عربى به فارسى ( از آغاز تا عصر صفوى ) ( فارسى ) — صفحة 68

مساهمون:

ص٦٨
ب - يا آنكسها كه بگرويده‌ايت ، بترسيت از خداى و بجويت بوى نزديكى . . . آيهء 36 .
إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْ أَنَّ لَهُمْ ما فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً
الف - كه آن‌كسها كه كافر شدند اگرچه ايشان را باشد آنچه اندر زمين است همه ( م ) ، ب - آنكسها كه كافر گشتند اگر مرايشان را باشدى انج اندر زمين است همه ،
وَ مِثْلَهُ مَعَهُ لِيَفْتَدُوا بِهِ مِنْ عَذابِ يَوْمِ الْقِيامَةِ
الف - و همچندان نيز با وى تا باز خريدى خويشتن را بدان از عذاب روز رستخيز ( ح ) ، ب - و همچندان نيز با وى تا باز خرندى خويشتن را بذان از عذاب وى روز راستخيز .
ما تُقُبِّلَ مِنْهُمْ وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ
الف - نه‌پذيردى از ايشان و ايشان راست عذابى دردناك ( م ) . ب - نه‌پذيرذى از ايشان و مرايشان را باشد عذابى دردگين . آيهء 116 .
وَ إِذْ قالَ اللَّهُ يا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ أَ أَنْتَ قُلْتَ لِلنَّاسِ اتَّخِذُونِي وَ أُمِّي
الف - كه گفت خداى يا عيسى پسر مريم ( م ) آن تو بوديكه بگفتى ( ح ) بگيريد مرا و مادرم را ( م ) ب - گفت خداى يا عيسى پسر مريم آن تو بوذى كه گفتى مر مردمان را بگيريت مرا و ماذر مرا .
إِلهَيْنِ مِنْ دُونِ اللَّهِ قالَ سُبْحانَكَ ما يَكُونُ لِي أَنْ أَقُولَ ما لَيْسَ لِي بِحَقٍّ
الف - بخدايى از بيرون خداى ( ح ) گفت پاكى تو . نه باشد مرا كه گويم آنچه نيست مرا سزاوار . ب - برون خداى جز از خداى . گفت عيسى پاكا خدايا كه تويى ، نباشد . . . مرا كه بگويم . انج نيست مرا براستى . آيهء 119 .
قالَ اللَّهُ هذا يَوْمُ يَنْفَعُ الصَّادِقِينَ صِدْقُهُمْ
الف - گفت خداى اينست آن روز كه سود دارد راست‌گويان را راست گفتن ايشان . ب - گفت خذاى اين آن روز است كه سود دارد راست‌گويان را راست ايشان .