تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ترجمه از عربى به فارسى ( از آغاز تا عصر صفوى ) ( فارسى ) — صفحة 62

مساهمون:

ص٦٢
5 . طبرى گويد كه طلاق دادن زنان بر ده وجه است ( 1 / 145 ، 7 / 1889 ) . 6 . طبرى همى گويد كه در اخبار . . . به من رسيده است كه ( 7 / 1995 ) . 7 . طبرى چنين همى گويد كه ( 7 / 2021 ) . 8 . محمد . . . طبرى گويد كه من بكتاب فتن اندر چنين ديده‌ام ( 1 / 197 سپس داستان يأجوج و مأجوج را آورده مىافزايد : ) اين حديث محمد طبرى از كتاب فتن بيرون آورده است . 9 . محمد . . . طبرى گويد كه . . . و اندر كتاب فتن چنين خواندم كه . . . بكتاب فتن اندر چنين آمده است كه ( 6 / 1613 - 1615 ) . اين روايات نشان مىدهند كه مؤلفان ترجمه و تفسير رسمى ، از تفسير و تاريخ طبرى استفاده كرده‌اند . حتى كلمهء لكن در شماره 2 ، دليل بر آن است كه مؤلفان سخنان خود را گفته‌اند و در پايان نظر طبرى را هم آورده‌اند . اما در عباراتى كه در زير مىآوريم كلمه « بدين » كار را اندكى دشوار مىسازد : 1 . عبد الله بن مقفع و اصمعى [ بكتاب سير ] هردو آورده‌اند كه . . . اما محمد بن جرير طبرى بدين كتاب اندر ، قصهء خضر گفته است بخلاف اين ، اما ما اين ، از كتاب سير بيرون آورده‌ايم . . . ( 1 / 400 ) . 2 . حديث لقمان بسيار است و لكن محمد . . . طبرى اندر اين كتاب بيشتر نياورده است ( 6 / 1414 ) . 3 . محمد . . . طبرى بدين كتاب اندر همى گويد كه . . . ( 6 / 1435 ) . 4 . محمد . . . طبرى به اين كتاب اندر همى گويد كه . . . ( 6 / 1437 ) . در اين 4 روايت ، ضمير اشارى اين ، البته تفسير طبرى را نشان مىدهد و خواننده ممكن است احساس كند كه فقيهان خراسان ، به راستى كتاب را در دست ترجمه دارند . اما مقايسه ميان دو كتاب نشان داده است كه چنين نبوده و بايد پنداشت كه تفسير طبرى مهمترين منبع آنان بوده است نه مأخذ ترجمه . حال اگر باور كنيم كه ترجمهء رسمى ، ترجمهء تفسير طبرى نيست ، اين سؤال پيش مىآيد كه : پس اين كتاب چيست ؟ آيا كتابى مستقل است كه توسط مردم خراسان تأليف شده يا ترجمهء متن ديگرى است كه هنوز يافته نشده است ؟
تاريخ ترجمه از عربى به فارسى ( از آغاز تا عصر صفوى ) ( فارسى ) — صفحة 62 | آذرتاش آذرنوش