تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ترجمه از عربى به فارسى ( از آغاز تا عصر صفوى ) ( فارسى ) — صفحة 51

مساهمون:

ص٥١
عرض كردند كه از ستم كافران به ستوه آمده‌اند . خوب است كه ايشان را يا فرمان جنگ دهد يا اجازت مهاجرت . حضرت پيامبر ( ص ) اجازه داد مسلمانان به حبشه هجرت كنند . بقيهء تفسير به شرح سفر و چگونگى رسيدن به مقصد . . . منحصر است . 2 . سورهء و النجم ( طبرى ، 27 / 24 - 29 - متن فارسى ، 7 / 1766 ) در متن عربى كه با توضيحات لغوى آغاز مىشود ، كلماتى چون نجم ،
هَوى
،
مِرَّةٍ
،
قابَ
،
قَوْسَيْنِ
. . . مورد بحث قرار مىگيرد ، و نيز دربارهء اينكه فاعل در افعال استوى ،
دَنا فَتَدَلَّى
،
رَآهُ
. . . كيست روايات متعددى نقل مىشود ، سپس موضوع
سِدْرَةِ الْمُنْتَهى
، معنى و محل آن ( دهها روايت ) ،
جَنَّةُ الْمَأْوى
،
اللَّاتَ
،
الْعُزَّى
،
مَناةَ
پيش مىآيد ، و خلاصه ، تفسير ، پابه‌پاى آيات و كلمات قرآنى تا پايان پيش مىرود . دربارهء
قابَ قَوْسَيْنِ
، طبرى نخست اين موضوع را مطرح مىكند كه آيا مراد از آن ، فاصلهء دو كمان است كه دنبال هم نهاده‌اند يا مراد ، فاصلهء كمان و زه آن است ؛ سپس در بحثى بسيار مفصل به قضيهء رؤيت يا عدم رؤيت خداوند مىپردازد . البته توجه داريم كه اينجا ، افسانهء معروف به « غرانيق » را نياورده است . در ترجمهء فارسى ، تفسير با شرح معراج‌هاى سه‌گانهء حضرت پيامبر ( ص ) آغاز مىشود . اين موضوع مفسران را به بررسى مقدار نزديكى حضرت پيامبر با خداوند مىكشاند و به‌ناچار به
قابَ قَوْسَيْنِ
مىپردازند و براى آن توجيهى مىآورند كه در طبرى نيست ؛ از اين قرار كه به نظر ايشان ، جوانان عرب براى زورآزمايى و تفاخر به استوارى كمان‌هاى خود ، آنها را روى هم مىنهادند و اين ، معنى قاب قوسين و حدّ نزديكى خداوند با پيامبر ( ص ) است . اما داستان‌هاى مربوط به زورآزمايى و هنرنمايى با تير و كمان ، همان قدر كه در ادبيات فارسى فراوان است ، در ادب عرب اندك است و بعيد نيست كه مفسران خراسانى آن را از آيين‌هاى ايرانى اخذ كرده باشند . پس از آن ، روايت متن فارسى به اينجا مىانجامد كه چون حضرت پيامبر ( ص ) از معراج بازآمد ، حكايت آن را با مردمان بگفت . اما ابو جهل باور نكرد و به همين مناسبت سورهء و النجم نازل شد . آن‌گاه پيامبر ( ص ) سوره را به كفار قريش عرضه كرد . همين جاست كه افسانه دروغين « غرانيق » ظاهر مىشود . بقيهء بحث نيز عموما به مقدمات هجرت مربوط مىگردد .
تاريخ ترجمه از عربى به فارسى ( از آغاز تا عصر صفوى ) ( فارسى ) — صفحة 51 | آذرتاش آذرنوش