تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ترجمه از عربى به فارسى ( از آغاز تا عصر صفوى ) ( فارسى ) — صفحة 50

مساهمون:

ص٥٠
نويسندگان ايرانى ، اين « ترجمه » را به راستى ترجمهء تفسير طبرى پنداشته‌اند و اينك نيز در اذهان بيشتر كتاب‌خوانان همين معنى متصور است . اينجا ، ما كوشيده‌ايم دو موضع را بازنماييم : نخست آنكه آيا تشابهى ميان دو متن فارسى و عربى وجود دارد يا نه ؟ دوم آنكه اگر تشابهى ميان دو متن نيست ، پس چرا متن فارسى را « ترجمه » خوانده‌اند ؟ الف - محققانى كه به متن‌هاى فارسى و عربى اين دو كتاب نگاهى گذرا انداخته‌اند ، نخست دريافته‌اند كه در سراسر كتاب فارسى ، هيچ عبارتى يافت نمىشود كه بتوان آن را ترجمهء عبارات عربى طبرى پنداشت ( متن قرآن و برخى احاديث البته امر ديگرى است ) . ايشان با توجه به اين اختلاف فاحش ، البته چنين پنداشته‌اند كه مترجمان خراسانى ، تفسير طبرى را برگرفته بخش بخش خوانده‌اند و سپس از ميان روايات متعدد ، متفاوت و گاه متناقض تفسير ، آنچه را خود خواسته‌اند ، يا آنچه را طبرى موثق دانسته برگزيده‌اند و آن‌گاه ، آن را به فارسى نگاشته‌اند ؛ علاوه بر اين خود نيز چيزى از روايات و حكايات رايج در خراسان را بر آن افزوده‌اند . اما اين نظر هم با آنكه ظاهرى پسنديده و معقول دارد ، چندان درست نمىنمايد . براى باز نمودن اين موضوع ، در جاىجاى دو متن عربى و فارسى ، صفحات نسبتا متعددى را بررسى كرديم تا ببينيم آيا مايه‌هاى اصلى تفاسير ، يا رشته‌هاى عمدهء حكايات باهم شباهتى دارند ؟ نيز اگر از قضا ، موضوع تفسير يك آيه در دو كتاب يكى است ، آيا شيوهء بيان ، يا ساختمان صورى و معنايى ، و يا برداشت عقيدتى آن دو نيز يكى است ؟ در همهء اين احوال به جواب منفى رسيده‌ايم . اينك براى نمونه ، نتايجى را كه از مقايسهء چند سوره به دست آمده است برمىشماريم : 1 . در سورهء الكافرون ( عربى ، چاپ بولاق ، 1323 ق ، 30 / 213 - فارسى ، چاپ يغمائى ، تهران ، 1356 ، 7 / 2068 ) مايهء اصلى تفسير در بيشتر روايات طبرى آن است كه كافران قريش به حضرت رسول ( ص ) پيشنهاد مىكنند كه مسلمانان ، يك سال بتان قريش را پرستش كنند و كافران يك سال خداى تعالى را . در متن فارسى هيچ به اين موضوع اشاره نشده است و مجموعهء روايات آن‌كه در ضمن ، بيان شأن نزول سوره را تدارك مىبيند ، در اين خلاصه مىشود كه : مسلمانان به خدمت پيامبر ( ص ) رفتند و