تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ترجمه از عربى به فارسى ( از آغاز تا عصر صفوى ) ( فارسى ) — صفحة 241

مساهمون:

ص٢٤١
در آيات زير ، تفسير را حذف كرده به جايش سه نقطه گذاشته‌ايم :
الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ ( 2 ) الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ ( 3 ) مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ
( فاتحه ) الف - هر ثنا و آفرين . . . مر خداى راست * بخشندهء . . . بخشاينده . . . * ب - هر ثنايى آفرين . . . مر خداى راست . . . * بخشندهء . . . بخشاينده الف ( دنبالهء آيه ) - خداوند روز جزا . . . ( رساله ، ص 158 ) . ب ( دنبالهء آيه ) - خداوند روز جزا ( 1 / 1 ) .
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيامُ كَما كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ . . .
( بقره / 183 ) . الف - اى آن گروه كه گرويده‌ايد فرض كرده شد بر شما روزه داشتن همچنان كه فرض كرده شده بود بر آنان كه پيش از شما بودند ( رساله 388 ) . ب - اى گروه كه گرويده‌ايد فرض كرده شد بر شما روزه داشتن همچنان كه نوشته شده بود بر آنان كه پيش از شما بودند ( 1 / 57 ) . 2 . مولى فتح الله كاشانى ، شاگرد على زواره‌اى بوده ، تفسيرى كه او نگاشته ، از هرجهت به كار استادش شبيه است : كتاب مواهب عليه از نظر اين دو ، كتابى جامع و هوشمندانه است ، اما مؤلف بر مذهب اهل سنت بود و ناچار كتاب خود را در تأييد همان مذهب نگاشته و از ذكر هرچه با مكتب تشيع رابطه داشته و بر حقانيت آن دلالت مىكرده ، چشم پوشيده است . زواره‌اى نخست به رفع اين نقيصه همت گماشت و از مواهب ، كتابى كاملا شيعى ساخت . كاشانى كه البته به كار استاد خود عنايت داشته ، پندارى آن را كافى نمىيافته است و مؤلف آن را نيز « مارى زرنگار » مىپنداشته . به همين جهت ، كار استاد را تكرار كرد و بر جنبه‌هاى شيعى آن تا سرحد امكان افزود . مولى فتح الله خود ، در سبب تأليف كتاب به زبان فارسى گويد : « و چونكه بعضى از عجم از مطالعهء تفاسير عربيه عاجز بودند ، و از تفاسير فارسيهء مغلقه نيز بهرهء تمام نداشتند ، بواسطهء آنكه بعضى از آن به جهت تفاصيل جميع لغات و مآخذ مشتقات آن و ذكر وجوه تركيبات بأسرها و بيان قراءات عشره و شاذ و ساير متفرعات و ايراد دلائل هريك از قرّاء بر آن و غير آن ، از سخنان غير موثّق به ، كه مطالعهء آن موجب كلال مىشد ، و بعضى ديگر به جهت كثرت الفاظ فرس قديم و اسلوب نامربوط و عبارت نامستقيم باعث ملال ، و برخى ديگر در غايت اختصار كه از آن فايدهء تامه حاصل نمىشد ، و تفسير كاشفى