حال اگر بتوانيم نشان دهيم كه ابو الفتوح در بسيار جاىها - بلكه در همهجا - تفسير رسمى را پيش روى داشته و تا زمانى كه ترجمه با سليقه و مذاق شيعى او همنوا بوده ، عينا همان را رونويس مىكرده ، آنگاه به آسانى علت اختلاف ميان نثر ترجمه و نثر بقيهء كتاب برايمان روشن خواهد شد و خواهيم دانست چرا گاه از تفسير قرن ششمى او ، بوى قرن چهارم برمىخيزد .
اين كار را پنج شش سال پيش ، دانشمند خراسانى ، دكتر ناصح انجام داده و مقالهء خود را در يادنامهء طبرى ( مشهد ، 1369 ) به چاپ رسانده است . به همين جهت ما پژوهشهاى خود را به اختصار برگزار مىكنيم و نمونههايى كه اينك مىآوريم ، همانهايى است كه دكتر ناصح آورده . تنها در يك مورد ، اندكى از مسير ايشان منحرف مىشويم و اميد داريم با اين كار ، نتايج تحقيق ايشان را مؤيدتر سازيم : ما پيش از اين بارها گفتهايم كه متن چاپ شدهء ترجمهء رسمى ، متن واقعى و اصيل نيست ، و يكى از نسخه بدلها كه خوشبختانه مرحوم يغمايى در حاشيه داده ، بسيار معتبرتر و با بيشتر متون كهن كه ترجمههاى مستقل پنداشته شدهاند ، منطبق است . دربارهء ابو الفتوح نيز امر از همين قرار است : متن ترجمهء او گاه به نسخه بدلها شبيهتر است تا متن اصلى كتاب . بنابراين ، آنچه ما براى مقايسه با تفسير ابو الفتوح از ترجمهء رسمى نقل مىكنيم ، تلفيقى از متن ( م ) و حاشيه ( ح ) است :
الف - ترجمهء ابو الفتوح ؛ ب - ترجمهء رسمى ( طبرى ) .
لَئِنْ لَمْ يَنْتَهِ الْمُنافِقُونَ وَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَ الْمُرْجِفُونَ فِي الْمَدِينَةِ
الف - اگرنه بازايستند منافقان و آنان كه در دلهاشان بيمارى است و ارجاف افگندگان در مدينه ،
ب - اگر باز نهايستند ( ح ) منافقان و آن كسها كه اندر دلهاشان بيمارى است و ارجافكنندگاناند اندر مدينه ،
لَنُغْرِيَنَّكَ بِهِمْ ثُمَّ لا يُجاوِرُونَكَ فِيها إِلَّا قَلِيلًا
( احزاب / 60 ) .
الف - بياغاليم تو را بر ايشان ، آنگه همسايگى نكنند با تو در آن الا اندك .
ب - برآغاليمت بر ايشان ( ح ) پس نه همسايگى كنند ترا اندر آن مگر اندكى ( ترجمهء رسمى ، 6 / 1433 ، ناصح ، 303 ) .