تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ترجمه از عربى به فارسى ( از آغاز تا عصر صفوى ) ( فارسى ) — صفحة 202

مساهمون:

ص٢٠٢
پوشيده ، نه زادى ، نه راحله‌اى ، نه انيسى ، تا بر من رسيد . گفتم اى جوان ، با خويشتن زنهار خورده‌اى اگر چنين آمده‌اى در باديه و يا چون من منقطع شده‌اى ؟ گفت : منقطع نشده‌ام . خود چنين آمده‌ام . گفتم : زاد و راحله و طعام و شرابت كجاست ؟ اشارت سوى آسمان كرد . خواستم تا او را امتحان كنم . گفتم : مرا بارى تشنه است اگر شربه‌اى آب سرد بودى . او دست در هوا دراز كرد و قدحى آب بگرفت از هوا . . . برف در او افكنده ، و بجنبانيد و پيش من داشت . من عجب بماندم . گفتم : يا هذا ! اين پايه از كجا يافتى ؟ گفت : اذكره فى الخلوات ، يذكرنى فى الفلوات » ( ياحقى ، 2 / 3 - 232 ) .

ترجمه

ابو الفتوح نيز مانند ديگر مترجمان ، در فضاهاى گوناگون و در مقابل متن‌هاى گوناگون ، واكنش‌هاى متفاوتى از خود نشان داده است . از اين‌رو ، ما به سه نوع ترجمه در آثار او مىپردازيم : 1 . ترجمهء احاديث و روايات ؛ 2 . ترجمهء برخى از آيات الهى در درون تفسير ؛ 3 . ترجمهء رسمى و مستقل او از قرآن كريم .

1 . ترجمهء احاديث و روايات

شيخ در ترجمهء متون عربى غير قرآنى ، بىترديد يكى از زبردست‌ترين مترجمان كهن است . البته مىدانيم كه تفسير او خود سراپا ترجمه است و آن مايه‌هايى كه زادهء انديشه و احساس شيخ است ، به قياس متن‌هاى ترجمه‌اى ، بسيار اندك مىنمايد . اما او گاه متن عربى حديثى يا خبرى را نيز به تمامى نقل كرده ترجمهء فارسى آن را در پى مىآورد . گاه نيز جملهء نخست خبر را ذكر كرده ، سپس ترجمهء آن و بقيهء روايت را به فارسى عرضه مىكند . در اين‌گونه ترجمه‌هاست كه وى غالبا از كمند نحو عربى و تنگناى كلمات مىگريزد و معانى را در قالب‌هايى دستورى و با واژگانى غالبا فارسى بيان مىكند . « انا عند ظنّ عبدى فليظنّ بى ما شاء من نزد گمان بنده‌ام به من . گوهر چه خواهى به من گمان بر .