كرديم ( ص 161 ) جملهاى منحصرا از كلمات عربى تشكيل يافته است : « مذهب شافعى آنست كه تسميت بر ذبيحه در حال ذبح مستحب است و فرض نيست اگر بگذارد تسميت بعمد يا بنسيان . . . » يا نمونهء ديگر كه در صفحهء بعد از آن آورديم : « ملك الموت بر موسى رفت تا معالجهء قبض روح وى كند » . ( هرچند كه اين دو نمونه ترجمهء قرآن نيستند ) .
بىگمان ايرانيان عصر سامانى كه ترجمهء رسمى را مىخواندند ، اگر ترجمههاى ميبدى را مىديدند ، در شگفت مىشدند و شايد چيزى از آن درنمىيافتند . به عبارت ديگر ، مردمان قرن 5 و 6 هجرى ، تقريبا با تمام واژههاى عربى حوزهء شريعت اسلام آشنا شده در عوض كلمات فارسى را معادلهاى مناسبى براى آن واژهها نمىپنداشتند . به همين جهت ميبدى توانسته است به آسانى ، مثلا « فريشتهء مرگ ، جان ستاندن » را فروگذارد و بهجاى آنها « ملك الموت ، معالجهء قبض روح » به كار برد ، و يا « ديو و پرى و رستخيز . . . » را تقريبا هميشه به « شيطان و جن و قيامت » تبديل كند .
از كلمات كهن و جالب توجه ترجمهء رسمى ، مىتوان لغتنامهء نسبتا مفصلى فراهم آورد . اما آنچه دكتر جواد شريعت از 10 جلد تفسير ميبدى فراهم آورده و « واژهها و تركيبات و اصطلاحات جالب توجه فارسى » خوانده ( ص 751 ) ، از 17 صفحه تجاوز نمىكند ( فهرست تفسير كشف الاسرار . . . ، صص 751 - 768 ) . از اين مقدار كلمه هم ، برخى چندان « جالب توجه » نيستند ، برخى تنها شكلهاى گويشى است نه كلمهء نو ( اوكندن بهجاى افكندن ، واتو به جاى باتو . . . ) . ذكر بسيارى از كلمات كه در آنها ، طبيعتا باى اول كلمه به واو تبديل مىشده ، بيهوده بر حجم فهرست افزوده است . و خلاصه آن چند كلمهاى هم كه به راستى جالب توجهاند شايد برخىشان اصلا طبيعى زبان ميبدى و زبان معاصران او نبوده باشند « 1 » . اين نكتهاى است كه هماكنون خواهيم ديد .
3 . نوبت اول ، ترجمهء رسمى قرآن
ساختار ترجمههاى قرآنى در « نوبت اول » ، با ساختار جمله در بقيهء كتاب ، حتى
هامش
( 1 ) خوب است يادآور شويم كه فهرست دكتر شريعت ، آنچنان كه خود اشاره كرده ، كامل و جامع نيست . عدم توجه به اين امر ممكن است موجب گمراهى محققان شود .