تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ترجمه از عربى به فارسى ( از آغاز تا عصر صفوى ) ( فارسى ) — صفحة 179

مساهمون:

ص١٧٩
خداى را ياد كردند و الله خود تفصيل داد و گشاده باز نمود آنچه بسته و حرام كرد بر شما ( ص 96 ) . ب - چه عذر آريد كه نخوريد آنچه الله حلال كرد و بر كشتن آن الله ياد كردند و الله خود تفصيل محرمات داد ( 3 / 466 ) . در اين نمونه‌ها و تقريبا در همهء ترجمه‌هاى ديگرى كه خود سنجيده و اينجا نياورده‌ايم ملاحظه مىشود كه ساختار عبارات در « نوبت اول » به شيوهء عربى قرآن است و در « نوبت دوم » به سياق فارسى روان ، با برخى جابه‌جايىهاى مختصر . اختلاف در واژگان كه به نيكى آشكار است ، پس از اين مورد بحث قرار مىگيرد . 2 . در نمونه‌هاى زير ، مىبينيم كه ميبدى نسبت به مترجمان ترجمهء رسمى ، عبارات فارسىترى دارد ؛ الف - ميبدى ؛ ب - ترجمه رسمى .
إِلَّا مَنْ خَطِفَ الْخَطْفَةَ فَأَتْبَعَهُ شِهابٌ ثاقِبٌ
( صافات / 10 ) . الف - مگر كه ديوى سخن دزد ، سخنى ربايد از زبان فريشته ، در پى او نشيند شاخى آتش ، درفشان ، سوزان ( 309 ) . ب - مگر آنك بربايد ربودنى متابعت كرد او را روشنايى جهندهء تابان ( ح : ستارهء افروخته ) ( 6 / 1516 ) .
وَ أَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلى بَعْضٍ يَتَساءَلُونَ
( صافات / 26 ) . الف - روى فرا روى يكديگر كنند و يكديگر را ميگويند اين چيست كه با من كردى ( ص 310 ) ؛ ب - و پيش آمدند برخى از ايشان بر برخى و مىپرسند يكديگر را ( 7 / 518 ) .
فَأَغْوَيْناكُمْ إِنَّا كُنَّا غاوِينَ
( صافات / 32 ) . الف - ما شما را كژ راه كرديم كه خود كژ راه بوديم ( ص 310 ) . ب - پس بىراه كرديم شما را و ما بوديم بىراهان ( 7 / 1518 ) .
إِنَّهُمْ أَلْفَوْا آباءَهُمْ ضالِّينَ
( صافات / 69 ) . الف - ايشان پدران خويش را بىراهان يافتند ( ص 311 ) . ب - كه ايشان بيافتند پدران ايشان گم بودگان ( 7 / 1520 ) .
وَ جَعَلْنا ذُرِّيَّتَهُ هُمُ الْباقِينَ
( صافات / 77 ) .