نمائيد ] خداى را [ بهر حقى كه . . . ] » ( 3 / 55 ) .
و
إِنَّما يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ
: « و خداى كه قربان پذيرد از [ ايشان پذيرد كه ] پرهيزكار [ و پاكدل باشند ] » ( 3 / 95 ) .
لا تَسُبُّوا الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ فَيَسُبُّوا اللَّهَ
: « پرستيدگان ايشان را دشنام مدهيد كه ايشان خداى ترا دشنام گويند . » ( 3 / 451 ) .
ما لَكُمْ أَلَّا تَأْكُلُوا مِمَّا ذُكِرَ اسْمُ اللَّهِ عَلَيْهِ وَ قَدْ فَصَّلَ لَكُمْ ما حَرَّمَ عَلَيْكُمْ
: « چه عذر آريد كه نخوريد آنچه [ حلال كرد و ] بر كشتن آن الله ياد كردند ؟ و الله خود تفصيل محرمات داد . » ( 3 / 466 ) .
در ترجمههاى بالا هرچه را ميان دو قلاب نهادهايم ، ميبدى افزوده است . در جملهء ششم كه قلاب نگرفته نيز بخشى از آيه بهطور آزاد ترجمه شده :
الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ
- پرستيدگان ايشان .
از همين چند نمونه آشكار مىشود كه ميبدى هنگام ترجمهء قرآن در درون تفسير ، از قيد ساختارهاى عربى بهآسانى مىگريزد ، و به بهانهء اينكه اكنون ترجمهء عالمانهء دقيق موردنظر او نيست ، شخصيت و ذوق فارسىدانى و نيز گرايشهاى مذهبى - تفسيرى خويش را در نثر فارسى پديدار مىسازد . ديگر چنان نيست كه اجبارا هم جملات و هم كلمات در متنهاى پيام و مقصد بر يكديگر منطبق باشند .
واژگان اين ترجمهها در حقيقت با واژگان ترجمهء روايات تفاوت ندارد . اينك انبوهى از كلمات كهن فارسى كه در ترجمههاى كهنتر مىتوان يافت ، جاى خود را به كلمات عربى دادهاند . بىترديد در كتاب ، هنوز گاه ريختهاى گويشى در افعال و اسماء ( مانند : دانستمانى و رفتمانى كه در ص 163 نقل كرديم ) ، و نيز تعدادى كلمهء كهن ( از نوع فريشتگان در 3 / 83 ) يافت مىشود ؛ هنوز برخى قيدهاى علت و سبب كه در مقابل مفعول لاجله قرار مىگيرد ، به شيوهء كهن است ( مثلا : در گردن شتر افگندند امن خود را ، مصحلت مؤمنان را ، ج 3 ، صص 8 ، 9 ، 10 ) ؛ و يا گاه امر منفى ( نهى ) مانند ترجمهء رسمى و كمبريج و غير آنها با « نگر » آغاز شده ( نگر تا ما را فراموش نكنى ، 3 / 82 ) ، اما اين ساختارها هم رو به كاستى دارد و در آنها بههرحال ، واژههاى عربى به اندازهء واژههاى فارسى مىگردند و گاه بر آنها فزونى مىگيرند . در يك نمونه كه پيش از اين ذكر